محتوا پنهان

پاسارگاد شیراز خاستگاه کشوری است که امروز با نام ایران می شناسیم و در بردارنده یک محوطه باستانی بزرگ است که مرمت چندانی هنوز روی آن صورت نگرفته است. پاسارگاد شیراز را کوروش، نخستین پادشاه هخامنشی در دو هزار ششصد سال پیش در دشت مرغاب در نزدیکی شیراز بنا نهاد و امروزه گردشگران بسیار زیادی برای بازدید از این بنا به ایران و استان فارس می آیند. آنچه که در هنگام بازدید از این محوطه تاریخی بیش از هر چیز دیگر احساس می شود، شکوه و عظمت یک امپراطوری باستانی است که در دوران خود مهد تمدن، آزادی و دموکراسی بوده است. نخستین امپراطوری که پادشاهش، درصدد انتقام از هیچکدام از پادشاهان سرزمین های دیگر برنیامد، و اکنون نیز به عنوان فخر ایران و جهان شناخته می شود.

آرامگاه کوروش

معرفی پاسارگاد شیراز

محوطه باستانی پاسارگاد شیراز در بردارنده یک مجموعه بزرگ از سازه های باستانی است متعلق به دوران اول هخامنشی که در زمان کوروش بزرگ ساخته شده است. در مجموعه پاسارگاد شیراز که به عنوان میراث جهانی در یونسکو به ثبت رسیده است دارای چندین ساختمان از جمله باغ پادشاهی کوروش، بقایای یک پل، کاروانسرای مظفری، آرامگاه کمبوجیه، آب نماهای باغ پادشاهی پاسارگاد و … است. البته بیشتر بخش های پاسارگاد شیراز هنوز حفاری نشده اند و اگر روزی مورد کاوش باستان شناسی قرار بگیرند، قطعا نتایج و اطلاعات کامل تر و جالب تری را در اختیار مردم و باستان شناسان قرار خواهند داد. پاسارگاد شیراز توسط بزرگترین و پرافتخارترین پادشاه ایران، یعنی کوروش کبیر بنا نهاده شد. او نخستین پادشاهی بود که هنگام کشورگشایی اجازه تجاوز و غارت اموال مردم را به سربازانش نمی داد و به حقوق تمامی مردم در همه سرزمین ها احترام می گذاشت. مبنای ساختار معماری پاسارگاد شیراز، شباهت به معبد و باغ دارد و کوروش کاخ پاسارگاد را در میان درختان انبوه سرو بنا نهاد. یکی از مهم ترین بخش های پاسارگاد شیراز آرامگاه کوروش است که وی در یک کتیبه در آن پیش بینی کرده بود که روزی به سراغ این آرامگاه خواهند آمد. وی در ادامه گفته بود که این امپراطوری را برای ایران به یادگار نهادم. پاسارگاد در تاریخ دهم شهریور ماه 1310 به ثبت ملی رسید و در سال 1383 با کسب صد در صد آرا به عنوان میراث جهانی در یونسکو به ثبت رسید.

تاریخچه پاسارگاد شیراز

پس از روی کار آمدن سلسله هخامنشی و انقراض دولت ماد، کوروش بزرگ بنیان گذار این حکومت پس از تسخیر سرزمین های جدید بر تخت سلطنت نشست. وی پس از یک سلسله مناقشات با دولت لیدی و به اسارت کشیدن کرزوس پادشاه آن سرزمین و سپس تسخیر بابل و آزادسازی یهودیان از چنگ بخت النصر، تصمیم گرفت کاخی بسازد تا عظمت سلسله ای که با نام هخامنشیان، رسمیت یافته بود را بیشتر نمایان کند. به همین خاطر وی در پاسارگاد، کاخی به توسط معماران و صنعتگران ملل مختلف که بیشتر آن ها از اهالی لیدی و ایونی بودند، بنیاد نهاد که سبک معماری آن بعدها سرمشق دیگر پادشاهان هخامنشی شد. باید گفت که شاهان هخامنشی از اولِ روی کار آمدن شان به ایجاد ساختمان های باشکوه و شهرهای آباد و تمدن، علاقه بسیار زیادی نشان دادند. بر طبق آن چه که از یافته های باستان شناسی به دست آمده است، شاهان هخامنشی به ساختن کاخ های بزرگ و پر هیبت به شدت علاقه مند بودند تا از این طریق، شکوه و عظمت امپراطوری شان را به سایر دولت های باستانی هم عصرشان، نشان دهند. هر کدام از آن ها که بر تخت سلطنت می نشست در این اندیشه بود که در جایی خوش آب و هوا شهری آباد و پر رونق را بسازد تا از این طریق، نامش در تاریخ آبادانی و تمدن این مملکت، برجای بماند.

کوروش که به جرات می توان او را بزرگترین و مهم ترین پادشاه ایران باستان دانست، در ابتدای رسیدن به قدرت و به دست گرفتن زمان امور کشور، شروع به ساختن شهری به عنوان پایتخت و مقر فرمانروایی اش نمود، و برای زیبایی و عمران و آبادانی آن سنگ تمام گذاشت. سبک عمومی شهرها در زمانی که پاسارگاد ساخته شد، چنین بود که مانند دوران پیشین، ارگ شهر بر بلندی و بر پایه های سنگی، استوار می گردید و بناها با آجر و سنگ ساخته می شدند. این آجر و سنگ های تراشیده شده با نقوش انواع حیوانات به خصوص شیر، گاو بالدار، حیوانات افسانه ای که ترکیبی از شیر و شاهین بودند، گل و بوته، مقامات درباری و اقوام خراج دهنده، منقوش شده بود، جلوه خاصی به معماری پاسارگاد داده بود. از این روی بود که کوروش بزرگ، بنیان گذار پادشاهی هخامنشی در پایتخت و مقر حکومتی خود، پاسارگاد، با به کار گیری اسلوب معماری آن زمان به ایجاد شهری بزرگ همت گمارد. بر طبق آن چه که از یافته های باستان شناسی به دست آمده است، پاسارگاد در جایی بنا نهاده شد، که کوروش آستیاگ، پدربزرگ خود را با کمک مردم از تخت به زیر کشید و موجب به پایان رسیدن امپراطوری مادها شد.

کاخ پاسارگاد

افسانه تولد تا پادشاهی کوروش کبیر

هرودوت مورخ یونانی افسانه کوروش کبیر را با زیبایی و جذابیت کامل توصیف می‌کند. آسیتاک (اژدی دهاک و یا به روایتی ضحاک)، پادشاه ماد و پدر بزرگ کوروش شبی در خواب می بیند که از بدن دخترش ماندانا مقدار زیادی آب خارج می‌ شود به طوری که تمام شهر و امپراتوری او را فرا می گیرد. با وحشت از خواب بیدار می‌ شود و خوابش را برای خوابگزار تعریف می‌ کند. خوابگزار به او می‌ گوید که خطری از جانب دخترت ماندانا پادشاهی تو را تهدید می کند. آسیتاک برای اینکه از خطر دخترش در امان بماند فوراً او را به عقد کمبوجیه حاکم پارس در می آورد. زیرا معتقد بود او از یک “ماد” خیلی کمتر است و نمی تواند خطری برای پادشاهی او داشته باشد.

هنوز یک سال از ازدواج ماندانا با کمبوجیه نگذشته بود که آسیتاک دوباره خواب می بیند که یک درخت مو از شکم دخترش روییده و تمام آسیا را پوشانده است. دوباره با وحشت از خواب بیدار می‌ شود و این بار پیشگویان فال بدی را پیش بینی می کنند و به او می گویند که از ماندانا پسری زاده خواهد شد که تخت پادشاهی تو را به زور از دستت خواهد گرفت. پادشاه جاسوسی را به سوی سرزمین پارس می‌ فرستد تا وقتی پسر ماندانا به دنیا آمد فوراً به او اطلاع دهد. پس از تولد کودک، آسیتاک دخترش را به هگمتانه (همدان امروزی، پایتخت مادها) فرا می خواند. سپس مخفیانه پسر ماندانا را به یکی از فرماندهان ارتش خود به نام هاریاگوس می سپارد و به او دستور می دهد تا به خارج از شهر رفته و کودک را به قتل برساند. از آنجا که هاریاگوس یک نجیب زاده بوده و خود فرزندی خردسال داشته است نتوانست با دست خود کودک را بکشد به همین دلیل به خارج از شهر رفته از چوپان سلطنتی می‌ خواهد تا او دستور پادشاه را انجام دهد.

از طرفی همسر چوپان در همان روز پسر بچه مرده را به دنیا آورده بود. وقتی چوپان سلطنتی به خانه می‌ رود و واقعه را برای همسرش تعریف می کند همسرش از او می خواهد تا کودک را نکشد و به جای آن، جنازه پسر مرده خود را به هاریاگوس، نشان دهد. چوپان هم می پذیرد و به این ترتیب کوروش زنده می ماند. سال ها به سرعت می گذرند و کوروش به نوجوانی برومند تبدیل می شود، تا اینکه یک اتفاق، هویت کوروش را فاش می کند. یک روز کوروش در بازی با بچه های هم سن و سالش در دهکده ای نزدیک کاخ به عنوان پادشاه انتخاب می‌ شود و در حین بازی، پسر یکی از بزرگان ماد را که از دستور او اطاعت نکرده بود مجازات می‌ کند. پدر پسرک که از این کار عصبانی شده بود نزد آسیتاک می‌ رود و از دست چوپان سلطنتی و پسرش شکایت می‌ کند. آسیتاک فوراً پسر چوپان را به نزد خود فرا می خواند و از او می‌ پرسد که با چه جراتی پسر یکی از بزرگان ماد را کتک زده است.

کوروش در دفاع از خود می‌ گوید که او نقش پادشاه را بازی می کرد و باید کسی را که از دستور پادشاه اطاعت نکند تنبیه کنند تا مایه عبرت دیگران شود. آسیتاک از جواب کوروش به فکر فرو می‌ رود. زیرا سخنان او مانند کودکان عادی نبود حتی قیافه و لحن صحبت او بسیار شبیه آسیتاک بود. چوپان را احضار می کند و به او می گوید اگر حقیقت را درباره این پسر به او نگوید کشته خواهد شد. چوپان هم که می ترسد تمام جریان را برای پادشاه تعریف می‌ کن. آسیتاک از دست هاریاگوس بسیار عصبانی شده بود. دستور می دهد بدون آن که او متوجه بشود پسرش را بکشند و همان شب به خاطر پیدا شدن نوه اش، مهمانی باشکوهی ترتیب می‌ دهد و درباریان را به جشن فرامی‌ خواند. در جشن غذایی را که با گوشت پسر هاریاگوس، پخته شده بود به مهمانان و از جمله خود هاریاگوس تعارف می‌ کند. پس از خورده شدن غذا آسیتاک در خلوت به هاریاگوس می‌گ وید که به خاطر اطاعت نکردن از دستور پادشاه گوشت پسرش را به او خورانده است.

هاریاگوس با شنیدن این حرف، کینه شدیدی از پادشاه به دل می گیرد و با خود عهد می کند تا انتقام فرزندش را از آسیتاک بگیرد. او اما این کینه را آشکار نمی سازد و صبر می کند تا کوروش بزرگ شود. آسیتاک هم پس از مشورت با پیش گویان تصمیم می‌ گیرد کوروش را به سرزمین انشان یعنی پارس نزد پدر و مادرش روانه کند. سال ها می گذرد و هر روز ظلم و ستم آسیتاک به مردم بیشتر و بیشتر می‌ شود. تا اینکه هاریاگوس مصمم می شود انتقام پسرش را از آسیتاک بگیرد.به همین خاطر نامه‌ ای به کوروش که بعد از پدرش کمبوجیه حاکم پارس شده بود می‌ نویسد و او را برای سرنگونی حکومت ظالمانه آسیتاک و تشویق می کند. وقتی کوروش نامه هاریاگوس را می‌ بیند به فکر فرو می‌ رود.

عاقبت تصمیم می‌ گیرد پارسیان و مردم ستمدیده ماد را از دست پدر بزرگ ظالمش خلاص کند. به همین دلیل اقوام پارس را نزد خود فرا می‌ خواند و تصمیم خود را به اطلاع آنان می رساند. پارسیان هم که از دست ستم های پادشاه ماد به ستوه آمده بودند با کوروش متحد می شوند. کوروش به سرعت لشکری را آماده نبرد با آسیتاک می‌ کند. آسیتاک هم که از همدستی فرمانده لشکر با کوروش بی‌ اطلاع بوده است سپاهیان خود را به فرماندهی هاریاگوس به سوی پارس روان می کند. وقتی دو لشگر به هم می‌ رسند، هاریاگوس به همراه سپاهیانش نزد کوروش آمده به او ملحق می‌ شود. آسیتاک که از این خبر سخت عصبانی شده بود فوراً سپاه دیگری را آماده می‌ کند و به جنگ کوروش می‌ رود. کوروش در این نبرد آسیتاک را شکست می دهد و او را اسیر می کند. سپس به سوی هگمتانه پایتخت حکومت ماد رسپار می‌ شود. بدون هیچ مقاومتی از سوی مردم رنج کشیده، پایتخت مادها را فتح می‌ کند. به این ترتیب سلسله مادها به دست نوه آخرین پادشاه ماد سرنگون می شود. کوروش هرگز از پدربزرگش انتقام نمی گیرد و تا آخر عمر آسیتاک با او به احترام رفتار می کند.

کوروش هخامنشی

فتح لیدی بدون غارت و تجاوز و با بخشش پادشاه آن

با تسخیر پایتخت ماد، کوروش بر تمام سرزمین مادها از جمله آشور و سوریه که در زمان پادشاهی هوخشتره به دست مادها افتاده بودند تسلط یافت. در این زمان، همسایگان کوروش از جمله پادشاه لیدی که از سقوط سریع امپراتوری ماد به وحشت افتاده بودند تصمیم گرفتند تا حکومت کوروش پا نگرفته به مرزهای ایران حمله کند. کراسیوس پادشاه کشور ثروتمند لیدی (غرب ترکیه کنونی)، که موقعیت را مناسب می‌ دید به طمع، توسعه قلمرو خود به ایران حمله کرد. همین که کوروش از تجاوز پادشاه لیدی به ایران باخبر شد فورا سپاهی را جمع کرد. ایرانیان ۲ هزار کیلومتر تاختند تا به مرز کشور لیدی و ایران، رسیدند. در این نبرد کوروش از شیوه جنگی جدید و هوشمندانه‌ ای استفاده کرد.

او سپاه شتر سوار خود را مقابل سپاه اسب سوار کراسیوس قرار داد. از آن جا که اسب از شتر می ترسد و بوی شتر برایش غیرقابل تحمل است در همان آغاز نبرد اسب های سپاهیان لیدی از میدان جنگ فرار کرده و ایرانیان به سرعت توانستند دشمن متجاوز را شکست داده و از کشور بیرون برانند. ولی کراسیوس دست بردار نبود و دوباره به سپاه ایران حمله کرد. جنگ سختی بین طرفین در گرفت و این بار هم سپاه لیدی ها به سختی شکست خوردند و به سوی پایتختشان فرار کردند. سپاهیان ایران هم به دستور کوروش شروع به تعقیب دشمن کردند. پادشاه لیدی که سخت ترسیده بود به لشکریان خود دستور داد تا تمام شهرها و روستاهای پشت سر خود را به آتش کشیده و نابود کنند تا سپاهیان کوروش نتوانند آذوقه و غذایی به دست آورند و مجبور شوند دست از تعقیب آندها بردارند. ولی کوروش با تدابیر توانست سپاهیانش را به پشت دیوارهای سارد پایتخت تسخیرناپذیر لیدی برساند و آن جا را محاصره کند با تسخیر سارد پایتخت پادشاهی لیدی به اسارت کوروش درآمد و به این ترتیب کشور لیدی هم به قلمرو ایران اضافه شد.

آزادسازی یهودیان از اسارت بابل

در زمان پادشاهی هوخشتره بخت النصر پادشاه بابل به فلسطین حمله کرده و پس از ویران کردن معبد حضرت سلیمان هزاران یهودی را اسیر کرده و به عنوان برده با خود به بابل آورد. پادشاهان بعد از بخت النصر بیشتر به خوشگذرانی در کاخ های افسانه‌ ای بابل مشغول بودند. نارضایتی مردم عامه از بی توجهی پادشاه به وضع زندگی آن ها و نارضایتی کاهنان بابل از بی احترامی پادشاه جدید به خدای بابل یعنی مردوک و همچنین ناآرامی یهودیانی که در بابل اسیر بودند باعث شده بود تا حکومت بابل بسیار ضعیف و شکننده شود. کوروش از این موقعیت استفاده کرد و برای نجات مردم به سوی بابل لشگرکشی کرد. مردم که آوازه جوانمردی و بزرگواری کوروش را شنیده بودند، همین که سپاه ایران به بابل نزدیک شد دروازه های شهر را به روی ایرانیان باز کردند و بابل بی هیچ مقاومتی به دست کوروش تسخیر شد. با دستوراتی که کوروش به سپاهیانش داده بود هیچکس زخمی کشته و اسیر نشد و اموال کسی به غارت نرفت کار مهم دیگری که کوروش به هنگام فتح بابل انجام داد این بود که خود را پادشاه فاتح نخواند و بلکه خود را پادشاه جدید و برگزیده خدای بابل یعنی مردوک معرفی کرد. کوروش سپس ۴۰ هزار یهودی دربند را آزاد کرد و به آن ها اجازه داد تا به اورشلیم برگردند و معبد سلیمان را از نو بسازند. پس از فتح بابل کوروش فرمان داد تا کارهایی را که انجام داده روی یک استوانه ی گلی بنویسد. این سند تاریخی بسیار با ارزش که امروزه با نام منشور کوروش کبیر مشهور است در سال ۱۸۷۹ توسط باستان شناسان انگلیسی در حفاری از ویرانه‌های بابل کشف شد. در بخش‌ هایی از این استوانه ی ۴۰ سطری که به خط میخی بابلی نوشته شده:
من نگذاشتم هیچ کس در این سرزمین دست به ارعاب و تجاوز بزند. من در بابل و دیگر شهرها نظم و امنیت برقرار کردن من برده داری را برانداختم من تمام خانه ها را از نو ساختم و به بدبختی ها پایان دادم و از آن پس مردم به آزادی رسیدند. جهانیان کتیبه کوروش کبیر را نخستین اعلامیه حقوق بشر دنیا و با ارزش ترین سند تاریخی به جای مانده از عهد باستان می‌ دانند. با فتح بابل تمام ممالک تحت سیطره کشور بابل از رود دجله تا دریای مدیترانه از جمله کشور فنیقیه که اکنون شامل لبنان و فلسطین امروزی می‌ شود به قلمرو ایران اضافه شد. کوروش پس از یک سال سر و سامان دادن به اوضاع کشور بابل کمبوجیه پسر بزرگش را به عنوان حاکم بابل منصوب کرد و خود به ایران بازگشت.

آغاز رسمی حکومت هخامنشیان

به قدرت رسیدن پارسی‌ها و دودمان هخامنشی (۵۵۰–۳۳۰ قبل از میلاد) یکی از رویدادهای برجسته تاریخ باستان است. اینان دولتی بنیان‌گذاری کردند که جهان باستان را به استثنای دو سوم یونان زیر چیرگی خود درآوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند. ارزشمندترین سنگ نوشتهٔ هخامنشی از دیدگاه تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ نبشتهٔ بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ نوشتهٔ بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سال‌های فرمانروایی اش که سخت‌ترین سال‌های فرمانروایی وی نیز بود، به‌طور موشکافانه روایت می‌کند. این سنگ نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست و همچنین در سایت مذکور دربارهٔ شخصیت کوروش هخامنشی آمده‌است که: همهٔ نشانه‌ها بیانگر آنست که هدف کوروش از جنگ و کشور گشایی ایجاد یک جامعهٔ جهانی بر پایه امنیت و آرامش و دور از جنگ و ویرانگری بوده‌است. کوروش در لشکرکشیها و پیروزی‌هایش با کشورهای مغلوب در نهایت بزرگواری رفتار کرد و عناصر حکومتی پیشین را مورد بخشایش قرار داده در مقامهایشان ابقا کرده مطیع و منقاد خویش ساخت. کوروش بزرگ با ایمان استواری که به اهورامزدا داشت جهانگشایی را به هدف برقرار کردن آشتی و امنیت و عدالت و از میان بردن ستم و ناراستی انجام می‌داد و در فتوحاتش به حدی نسبت به اقوام مغلوب بزرگمنشی و مهر و عطوفت نشان داده‌بود که داستان رأفتش به همه جا رسیده بود.

ریشه کلمه پاسارگاد

در مورد کلمه پاسارگاد هنوز معنی قاطعی ارائه نشده است و زبان شناسان برای معنی کلمه پاسار گاد چند واژه و عبارت مختلف را ارائه داده اند که به آن ها اشاره خواهیم کرد. برخی از زبان شناسان با توجه به یافته های زبان شناسی معنی کلمه پاسارگاد را “نیکان روزگار” ذکر کرده اند. برخی دیگر با توجه به سبک نام گذاری در آن زمان پاسارگاد را شاهان قبیله و یا “آنان که گرز گران می کشند” معنی کرده اند. اما احتمال آن با توجه به ریشه های زبان شناختی بسیار کم است. برخی نیز پاسارگاد را تبدیل به دو کلمه پارسه گراد به معنی شهر پارس کرده اند. علت چنین ترجمه ای آن است که در زبان فارسی پسوندهایی مانند “گراد”، “گرد” و یا حتی “گورد” به معنی شهر و یا گاهی نیز به معنای کوره به کار می رود. برخی نیز با توجه به اینکه کوروش، یک پدربزرگ عیلامی نیز داشته است می گویند ممکن است پاسارگاد یک کلمه عیلامی باشد و در اصل عیلامی اش “بدرکاتا” بوده باشد. اما یک احتمال دیگر نیز وجود دارد که از تمامی موارد ذکر شده قوی تر است، و آن برشمردن معنی “بهشت” یا “پردیس” برای آن است. که در ادامه توضیحات بیشتری در رابطه با آن ارائه می دهیم. با لوکس ویلا همراه باشید.

پاسارگاد شیراز باغ بهشت

پارس خاستگاه و گهواره قوم پارس و هخامنشیان است. کوروش پایتخت خود در مرکز پارس و درمحلی قرار داد که می‌گویند جایگاه بومی قبیله‌ای اش بوده است، اجداد کوروش از آن جا آمده‌اند و به روایتی آخرین جنگ بین سپاهیان پارس و آستیاگ مادی هم در همین محل روی داده است و پاسارگاد ( شاید به معنای جایگاه پارسیان ،پارسه گرد) نامیده می‌شود. به تدریج، بالاخص بعد از مرگ کوروش مجموعه کاخ‌های پاسارگاد و مقبره کوروش که در مرکز و قلب این مجموعه جای می‌گرفت، برای پارسیان، ماهیتی مقدس یافت. آنچه مشخص است این است که تعیین دقیق زمان ساخت و سازهایی که در پاسارگاد شده تقریبا محال است و نسبت دادن همه آنها به کوروش مورد بحث است. برخی مورخان حتی ساخت برخی کاخ‌ها را به داریوش نسبت داده‌اند. پاسارگاد در دشت مرتفعی که 1900 متر ار سطح دریا ارتفاع دارد در حصار کوهستان واقع شده. امروز که هزاران سال از تخریب و ایلغار پاسارگاد می‌گذرد شکوه و سادگی توامان پاسارگاد نفس هر بازدید کننده‌ای را به شماره می‌اندازد و بی‌اختیار به یاد عظمت و زیبایی وصف‌نشدنی دوران آبادانی این مکان می‌افتد. در هر قدمی انسان تصور می‌کند که رد پایی از کوروش می‌بیند و اثری از گذشته پر شکوه ایران باستان می‌یابد. کاخ‌های پاسارگاد و در میان آنها مقبره بی‌همتای کوروش در بین پردیسی احاطه می‌شد که بی‌تردید اولین پردیس ایرانی است.

هرچه باشد قدیمی‌ترین و در عین حال دقیق‌ترین شواهد موجود از یک باغ ایرانی یا همان پردیس، مربوط به پاسارگاد می‌باشد. مجموعه مستندات پردیس پاسارگاد غیر از دستاوردهای حیرت انگیز باستان شناختی، مربوط به آثار نویسندگان کلاسیک یونان می‌شود. نویسندگان کلاسیک به وفور درباره کاشت گیاهان در فضای مقبره کوروش نگاشته‌اند. آریانوس درباره پردیس سلطنتی می‌گوید: «بیشه زار مقدسی که تمامی آن آبیاری می‌شد و شامل انواع درختان و چمنزاری پرپشت بود که آن را احاطه کرده بود.» کاوش‌های سطحی انجام شده هم نشان از جدول‌بندی‌ها و جوی‌سازی‌هایی در تمام سایت پاسارگاد دارد. در پاسارگاد باغی شناخته شده که به وسیله نهرهای سنگی آبیاری می‌شده و آبگیرهایی که از رودهای اطراف مشروب می‌شده‌اند در اطراف باغ شناخته شده است. هر چند مجموعه سلطنتی پاسارگاد مانند پارسه در طی زمان و شاید در کل دوران هخامنشی تکمیل شده اما به ضرص قاطع می‌توان گفت که طرح اولیه و ساختار اصلی پاسارگاد توسط کوروش و در زمان کوروش طراحی شده، من جمله پردیس مشهور آن. و شاید از آن زمان پردیس‌ها به جزء لاینفک ساختار شاهنشاهی و تجملات کاخ‌های سلطنتی درآمدند.

پردیزه – پرتتیش – پردیسوَ

درباره واژه پردیس، منشاء زبانی و معنای لغوی و تحت الفظی آن سخن بسیار گفته شده. والتر هینتس در کتاب داریوش و ایرانیان (کتاب دوم، فصل ششم) پردیس را با واژه «پردیسوَ» بابلی هم ریشه دانسته و به همین معنا پردیس را «مکانی محصور» ترجمه تحت اللفظی می‌کند. پی یر بریان نویسنده فرانسوی نیز پردیس را نزدیک‌ترین معادل برای پَرتَتیش می‌داند و آن را مکانی برای آرامش ترجمه می‌نماید (امیراطوری هخامنشی جلد اول 310 تا 315). شاید دقیق‌تر معنا را پرفسور رلف نارمن شارپ در کتاب فرمان‌های  شاهنشاهان هخامنشی بدست می‌دهد. او واژهء «پَرَدَیَ دام» را اسم مونث در حالت مفعولی صریح مفرد و به معنای آسایشگاه ذکر می‌کند و در ادامه تاکید می‌کند: «کلمه فردوس Paradise از این گرفته شده»

پاسارگاد شیراز

معماری پاسارگاد شیراز

معماری پاسارگاد شیراز اولین نمونه از معماری هخامنشیان است که مبدع سبک خاصی از معماری بی نظیر در دنیای باستان شد و این سبک در ادامه توسط پادشاهان دیگر هخامنشی ادامه یافت. پراکندگی آثار بر جای مانده در دشــت پاسارگاد، شناسایی و درک این مجموعه را به عنوان اولین پایتخت هخامنشــیان دشوار می کند. یافته های باستان شناسی بــر اجزاء و بناها متمرکز بوده و عمدتا ســاختاری کلی را ارائه نمی دهند. در دوره هخامنشیان یک سبک معماری مخصوصی به وجود آمد، که در آن سنن و آداب ملل مختلف ساکن در کشور هخامنشیان جلوه گری می کرد. یکی از آثار اولیه معماری هخامنشیان، کاخ کوروش است که در نخستین اقامتگاه این دولت در پاسارگاد بنا شد و متشکل از یک رشته ساختمان هایی در میان باغ و محصور به دیوار بود. هنر شاهنشاهی هخامنشی از دو هزار و ششصد تا دو هزار و چهارصد سال پیش، به دو دسته تقسیم می شود: یکی هنر نخستین پادشاهان پارسی است که بهترین نمود آن پاسارگاد است و دسته دوم هنر پادشاهانی که پس از داریوش به سلطنت رسیدند. اگر چه کوروش در معماری پاسارگاد و نقوش تزئینی آن کوشید عناصر مختلف از هنر سرزمین های گشوده شده را در طراحی هنری در هم آمیزد اما در تخت جمشید گامی فراتر نهاده شد و شاهان هخامنشی با آمیختن عناصر هنری مصر، بابل، عیلامیان، لولوبیان، ماد، اورارتو و ایونیا/لودیا (یونانی) سبک درباری یگانه ای را آفریدند خلاقیتی که آغازگر آن داریوش بزرگ بود ولی تا پایان حکومت هخامنشیان ادامه پیدا کرد.

هخامنشیان با ساخت بناهایی مانند پاسارگاد و تخت جمشید می خواستند عظمت پادشاهی خود را به همه جهان نشان دهند. نکته قابل توجه در خصوص معماری پاسارگاد آن است که علی رغم تاثیرپذیری از هنر سایر اقوام و ملل در پیوستگی اساسی روح لطیف هنر ایرانی را جلوه گر می کند و درحقیقت بخش ایرانی هنر معماری پاسارگاد بر جلوه های به کار گرفته شده از هنر اقوام دیگر برتری دارد. پاسارگاد در واقع یک اردوگاه وسیع بود که با دیواری حائل محصور شده بود و در خلال دیوار مذکور و توسط باغ ها، قصرها و معابد بنا کرده بودند. معماری پاسارگاد در واقع یکی از بهترین نمونه های هنر ایران باستان است. زیرا این هنر، بعد از تسخیر مصر توسط هخامنشیان و برقراری روابط نزدیک با یونان باستان به وجود نیامد، بلکه مدتی قبل از این اتفاقات، از زمان کوروش خصوصیات بدیع آن مشخص شد و چون این هنر از سایر هنرهایی که تا آن زمان در مشرق کره زمین دیده می شد، متفاوت بود دیگری نیازی به تغییر اسلوب پیدا نکرد. کمال و رونق هنر معماری پاسارگاد وقتی بود که تاثیر شگرف آن را در کاخ هایی که بعد از آن ساخته شد می بینیم.

نباید فراموش کنیم که پیش از به حکومت رسیدن کوروش بزرگ، ساخت بنای سنگی در ایران و بیشتر نقاط جهان، رواج نداشت، بنابراین وی بدون شک در این زمینه از هنرمندان سایر ممالک آسیای صغیر مانند لیدیه و ایونی کمک گرفته است. بنا به چند دلیل می توان تا حدودی به این تاثیرپذیری اشاره کرد: دلایلی مانند استفاده از اسکنه و کلنگ چنگکی یا وجود اتصالات محکم مابین قالب سنگ ها و ستون ها به یکدیگر، کاربرد بندهای دم چلچله ای برای اتصال قالب سنگ ها به یک دیگر یا حاشیه کشی سنگ های تل تخت و پایه ستون های شیاردار، استفاده از بلوک های سنگی بدون ملات، استفاده از بست و مفصل بندی می تواند مدعایی بر تاثیرپذیری هنر هخامنشی از یونانی و ایونی قلمداد شود. والتر هینتس دانشمند بزرگ ایران شناس، به نوعی جذابیت پاسارگاد را در این می داند که در ساخت آن ایرانیان و یونانیان در کنار هم کار می کردند. مثلا در پاسارگاد شالی های شیاردار پایه ستون ها ریشه ایونی دارد.

الگوی این شیوه را می توان در معبد الهه هرا در ساموس دید. در تخت جمشید از این نوع شالی ها خبری نیست. اما در حالی که بدنه ستون ها در پاسارگاد صاف است در بدنه ستون های تخت جمشید با شیارهای عمودی ایونیایی رو به رو هستیم. کارل نیلندر، باستان شناس علاقمند به ایران باستان درباره تاثیر معماری ایونیایی بر معماری پاسارگاد مطالعه ای جدی کرده است اما در خصوص ساختار بنا یعنی اساس و طرح کلی و نیز ستون های مرمرین باریک و بسیار بلند کاخ بارِعام کوروش همگی اصالتی پارسی دارند.

ظاهرا هنگامی که کوروش در سال 545 پیش از میلاد مسیح، سارد را به تصرف خود درآورد به شدت تحت تاثیر بناهای مرمرین شاهان لودیا قرار گرفته است. چه بسا او در همان اول شماری از استادان لودیایی را به خدمت خود گماشته باشد. بعدها معماران ایونی برای ساخت پاسارگاد به استادان لودیایی پیوستند. معماران لودیایی و ایونیایی بر اساس طرح های معماران ایرانی برای مقر حکومت جدید به پادشاهی کوروش، مجموعه ای از بناها را در آن جا ساختند. در کل تاریخ هنر جهان، تنها یک بار آن هم در پاسارگاد نبوغ هنرمندانه یونایی و ایرانی این چنین متوازن و تحسین برانگیز به هم گره خورده است. به عقیده هینتس از هشت ستون کاخ بار عام کوروش در پاسارگاد تنها یک ستون بر جای مانده است. این ستون 12 متری با اندام باریک و بیش از حد بلندشان، ابتکار ایرانیان بوده است. ستون های سنگی به تقلید  از ستون های چوبی با این که این ستون ها را سنگ تراشان یونانی تراشیده بودند کاملا غیریونانی به نظر می آمدند.

ستون های شیاردار یکی از کاخ های پاسارگاد گونه های پیچیده تری را با شیارهای تزئین یافته شامل می شود که در ارتباط مستقیم با محوطه های یونان شرقی قرار می گیرد. بازتاب دقیقی از نفوذ ایونی در چنین عناصری وجود دارد. از قبیل ابزار محدب ظریفی که اتصال بین زیر ستون ها با ستون را فراهم می کند. البته در ترکیب ستون های معماری پاسارگاد، شیوه ساخت ستون ها و سر ستون های بناهای بر جای مانده از دوران ماد، و معابد باستانی مصر و ستون های ایرانی طوری ترکیب شده است که تشخیص آن ها از یکدیگر به سادگی ممکن نیست. اثر نفوذ هنر آشور و بابل در بناهای موجود در پاسارگاد دیده می شود. چون در آشور و بابل رسم بود که چنین بناهای با عظمیتی می ساختند و دورتادور آن را پلکان وسیع با حجاری مفصل می گذاشتند.

وام گیری های مسلم از مجموعه های آشوری، بابلی، ایلامی و مصری در بطن هنری جدید و کاملا سلطنتی ممزوج می شد. این هنر سلطنتی به برنامه ای پاسخ می داد که جایی برای ابداع باقی نمی نهاد. این سخن در مورد مضمون مهرهای تخت جمشید نیز صادق است. با این حال، هخامنشیان به تقلید و اقتباس صرف قناعت نکردند و ابتکارها و نکات و آثار مشخصی از خودشان به آن افکار اصلی افزودند. زیرا کاخ های وسیع و بارگاه های کوروش و داریوش نه مانند قلعه نظامی بود، و نه مانند معبد و همان طور که هرودوت می گوید: این نوع اخیر ساختمان اصولا در ایران هخامنشی ملاحظه نمی شود. بلکه کاخ های ایرانی از نوع تالارهایی بودند که سقف سبکی بر روی ستون های سنگی قرار می گرفت و در آن جا شاهان هخامنشی پذیرای سفرای خارجی و سایر شخصیت های بزرگ می شدند.به گفته گیرشمان باستان شناس و ایران شناس فرانسوی، در هنر ایران از عناصر هنر خارجی هموراه استفاده شده است ولی هیچ وقت از این عناصر تقلید کورکورانه نشده و همیشه آن ها را بنا بر میل و سلیقه خود به صورت نوینی درآورده اند و عمل در جهان آن روز یعنی جهان یونانی و ایرانی که در غرب آسیای مقدم با یکدیگر هم مرز بودند و روابط بسیار نزدیک داشتند، هرگز نتوانستند درباره موضوع های معنوی با همدیگر همکاری کنند.

در واقع اگر چه هنرمندان و پیکرتراشان و استادکاران کشورهای تابعه ایران در ساختمان های تخت جمشید به کار پرداخته اند. ولی هنر را ذوق ایرانی ترکیب کرده اند. خشایارشا در تمام مدت زندگی چه در زمان ولیعهدی و چه هنگام پادشاهی، دلبستگی زیادی به ساختن بناهای زیبا و پرشکوه داشته است. در نظر بسیاری از دانشمندان هنر پاسارگاد بسیار مهم تر از هنر تخت جمشید است. به طور خلاصه می توان گفت: اتاق تدفین آرامگاه کوروش از نظر ابعاد و هم چنین ظاهر آن نشان می دهد که معماران و سنگتراشان لیدیایی در طراحی و ساخت آن دست داشته اند. سقف خرپشته ای با فضای خالی وبست های مرکزی آرامگاه کوروش، یادآور مقابر قرن هفتم و هشتم پیش از میلاد و بعد از آن در آناتولی است و کرسی هرمی شکل آرامگاه کوروش می تواند از بناهای معاصر خود در مصر یا لیدی الهام گرفته باشند.

هنر پاسارگاد در واقع هنر پادشاهی بوده است. زیرا مشوق آن پادشاه و به استثنای بعضی آثار کوچک تر غالبا منحصر به کاخ های سلطنتی بود. زیرا مشوق آن پادشاه و به استثنای بعضی اثار کوچکتر غالبا منحصر به کاخ های سلطنتی بود. در واقع هخامنشیان برای آن که دامنه هنر را از قید و محدودیت خارج کنند، از هنر آشوری، مصری، یونانی و… بهره بردند. ذوق و سلیقه ملل تابعه را ترکیب کردند و هنر خاصی را در معماری به وجود آورند که نه آشوری است و نه یونانی و نه مصری، زیرا در این شیوه ها تصرف هنرمندانه و با سلیقه ای به عمل آمده و در واقع ایرانیان با شکیبایی، ظرافت، زیبایی و فلسفه را ترکیب کرده اند و هنر هخامنشی را پدید آورده اند.

در این محل سنگتراشان یونانی و لیدیایی به فرمان کوروش بزرگ صفه بزرگی را با سنگ های مکعب شکل پی افکنده بودند. تا این زمان چنین شیوه ای از معماری در ایران به کلی ناشناخته بود. ظاهرا کوروش قصد داشت مقر فرمانروایی خود را شبیه آن چه در لیدی دیده بود بر روی این صفه بنا کند، ولی عمرش به اجرایی ساختن این تصمیم کفاف نداد. سنگتراشان یونانی بر روی بدنه ای بلند و پلکانی شکل برای او آرامگاهی ساخته بودند. طرح همین آرامگاه شیوه هنری خاص هخامنشی را آشکار می کند. عناصر بنای پاسارگاد طرح همین آرامگاه شیوه خاص معماری هخامنشی را آشکار می کند. عناصر بنا از فرهنگ متعالی، مثل سبک های یونایی، بین النهرینی و یا مصری با چاشنی تجربه های ملی در هم آمیخته شده، سبکی نو پدید آورده است. تقریبا در نیمه راه میان صفه بزرگ و آرامگاه، کاخ اصلی با ابعاد گسترده قرار دارد. دروازه عظیم ورودی کاخ به وسیله موجودات افسانه ای وام گرفته از هنر آشور_ پیکره گاو بالداری که سری از گاو و یا انسان دارد، نگهبانی می شود. سنت آراستن دیوار برای نخستین بار در دوره کوروش معمول شد.

برخی از مورخین بر این عقیده اند که سبک معماری هخامنشی که از زمان کوروش آثار آن نمایان شد تکامل یافته سبک دوره معماری دوره مادی بوده است. در حقیقت پاسارگاد جلوه وسیعی است از هنری ایرانی که نخستین گام های آن هنوز برای مورخ و کاوشگران مجهول است. هنر مزبور با وجود ترکیبی از عناصر معماری ایرانی و ملل مختلف اصولا تصویری از فرهنگ ملی است که در آن زمان به نمایش درآمد. به عبارتی بهتر هرچه از خارج آمده، دوباره گداخته، مبدل، به هم پیوسته و متعادل گردیده و تشکیل هنری جدید داده است که ویژگی معماری طراز اول را دارا است. به گفته رومان گیرشمان هنر معماری پاسارگاد، واه ابتگاری باشد و خواه وامدار سنت های معماری ملل دیگر، پایه و اساس ایراین دارد و معماری پاسارگاد از نظر بسیاری از باستان شناسان مهم تر از تخت جمشید است.

تا این جای یادداشت با توجه دیدگاه باستان شناسان غربی از تاثیر معماری ملل دیگر بر معماری پاسارگاد سخن به میان آمد. اما ایرانی بودن پاسارگاد را در کجا می توان یافت؟

یکی از مهم ترین نکات در خصوص معماری پاسارگاد، وجود باغ و تاثیرپذیری اعتقادی از معماری باغ و مقدس بودن درخت به عنوان یک عامل پیوند دهنده در محوطه پاسارگاد است. در حقیقت با تحلیل عناصر بر جای مانده مبتنی بر برخی سنت های منظره پردازی ایرانی همچون وجود محور اصلی و تقارن و هندسه باغ و الگوی حاکم بر آن، نشانه های هنر اصیل ایرانی را که به صورت یک جریان پیوسته از دوران باستان تا اواخر دوران قاجار وجود دارد می توان مشاهده کرد. باستان شناسان پس از بررسی نتایج به دست آمده به این نتیجه رسیده اند که کلیه بناهای دشــت پاسارگاد در یک ســاختار منظم فضایی احداث شــده اند و باغی وســیع بر کلیه عناصر آن احاطه داشــته است.

کاخ پاسارگاد

چرا تحلیل و شناخت پاسارگاد کاری دشوار است؟

محوطه پاســارگاد که دربردارنده نخستین آثار تمدن هخامنشــی است با ابهامات متعددی در کلیت مجموعه مواجه است. سه عامل اصلی شامل: وسعت محوطه، پراکندگی آثار به جامانده و تخریب بیش از حد آثار، شناســایی ساختار مجموعه را دشــوار می کند. تحقیقات ۱۵0 سال اخیر بر روی پاسارگاد، ً متمرکز بر تک بناها و شناسایی اجزا بوده است. به همین دلیل، اکنون قطعاتی از یک پازل بزرگ در دست است اما نحوه ارتباط این قطعات چندان روشــن نیســت. آیا پاســارگاد یک مجموعه منســجم و یکپارچه بوده اســت؟ با توجه به پایتخت بودن پاسارگاد، حدفاصل آثار پراکنده کنونی چه چیزی وجود داشته؟ چنان چه پاسارگاد را یک شهر تصور کنیم، آنگاه انتظار می رود که حدفاصــل آثار موجود، بناهای کالبــدی دیگری نیز وجود داشته باشد که به دلیلی همچون عدم استحکام لازم یا جنس متفاوت مصالح سریعتر تخریب شده و از بین رفته اند. توصیفات تاریخی از پاسارگاد و همچنین اسناد باستانشناسی ادعای فــوق را تأیید نمی کند. پس چگونه می توان قطعات این پازل را کنار هم قرار داد و به یک مجموعه یکپارچه دست یافت؟ باغ شــاهی پاسارگاد تنها بخش کوچکی از این مجموعه وسیع بوده و در واقع به نظر می رســد که نخستین مرکز حکومتی-آیینی هخامنشیان یک باغشهر با ساختاری منظم و یکپارچه بوده است. برای پاسخ به سوال فوق، دو فرضیه مطرح می شود.

فرضیه نخســت: باغ عامل پیوســتگی اجزای پراکنده در در دشت پاسارگاد است. بنابراین پاسارگاد به یک باغشهر شبیه تر است تا یک شهر متعارف

فرضیــه دوم: بــاغ مذکور دارای ســاختار هندســی منظم با محورهای طولی و عرضی عمود برهم است که جانمایی بناها، مسیرها و کانال آب از این الگو تبعیت می کند. پیش از ورود به بحث ممکن اســت این پرســش مطرح شود ً این آثار پراکنده بایــد از یک نظم کلی پیروی که آیا اساســا ً چنین نیســت، اما اگر کنند؟ در پاســخ بایــد گفت که اگر الزاما بتوان به نظمی منطقی بین بناها و باغ شاهی دست یافت این واقعیت نمی تواند اتفاقی و برحســب تصادف باشد. به همین خاطر یافتن ساختاری نظام مند نشان خواهد داد که طرح اندازی و احداث این مجموعه دارای یک الگوی کلی یا مسترپلن بوده است.

ویژگیهای معماری پاسارگاد:

ویژگی اول: معماری مجموعه اورارتویی است یعنی تشکیل شده از تالار ستون دار و ایوان ستون دار در جلوی تالار. اورارتوها نوعی معماری داشته اند موسوم به کالوه که ساختمان های دو طبقه ای بوده، قسمت پایین این بناها، انبار و کارکردهای فرعی بوده و قسمت بالای این بنا، محل زندگی آنان بوده است. این نوع معماری، نوعی معماری تدافعی به شمار می آمده است

ویژگی دوم: پاسارگاد، مجموعه است، غیر متمرکز و منفک، یعنی عناصر آن از یکدیگر جدا هستند و عنصری که بناهای این مجموعه را به هم پیوند می دهد اساسی ترین عنصر ایرانی پاسارگاد یعنی، باغ سازی ایرانی “چهار باغ” است.

در طرح اولیه زمان کوروش بزرگ سکوی تل تخت، مساحتی بیشتر در بر می‌گرفت که هدف آن ساخت یک بنای تشریفاتی همانند تخت جمشید بوده‌است، با مرگ کوروش بزرگ، داریوش شاه میل به ساخت بناهایی داشت. به همین علت مکانی در حدود ۶ هزار متر مربع که قبل تر از آن در زمان کوروش به شکل متوازی‌الأضلاع بوده‌است با ساختارهای خشتی به شکل بنای یاد گونه ساخته شد .(نه مجموعه تشریفاتی، که کوروش می‌ساخت). در ضلع غربی حیاط تالار ستون دار بزرگی با ابعاد ۷ * ۲۵ ساخته شده‌است که دارای هشت ته ستون استوانه‌ای که بر روی آن قلمه‌های چوبی نمایان شده‌است. در جهت شمالی تل تخت دو پلکان برای رفتن بر فراز تختگاه بوده‌است که هر دوی این پلکانها ساده و یک طرفه و از مقابل تخت گاه تل تخت داخل می‌شدند که امروزه چیز زیادی از آن باقی نمانده‌است.

چند رج پایین دیوار، بیشتر سنگ‌های دیواره بیرونی با بست‌های دم چلچله‌ای متصل شده‌است که در زمان‌های بعد بیشتر این بست‌ها از جا بیرون زده‌است و شواهد می‌گوید برای بدست آوردن آهن آماده‌ای در درون سنگ‌ها بوده‌است. بسیاری از سنگ‌ها را، به ویژه در جبهه غربی از دیواره دور از هم قرار داده‌است و به پایین تختگاه می‌اندازد که امروزه قسمت‌های زیادی از آن خراب شده‌است. راه پله سنگی نیمه تمام آن مسدود و یک دیوار بزرگ از خشت اطراف محوطه ساخته شده، ورودی جدیدی که تردد وسایل چرخدار بوده‌است، در ضلع جنوبی بخش دفاعی، بر فراز تپه قرار دارد. در پایان دوره هخامنشی هیچ آسیبی ندیده‌است و تخت به عنوان خزانه سلطنتی تقریباً دست نخورده به اسکندر مقدونی تحویل داده‌اند. نابودی این محوطه در حدود سال ۲۸۰ پ. م به یک شورش محلی مربوط بود؛ که به تسلط سلوکیان در فارس به سر انجام رسید.

برجسته‌ترین بخش مجموعهٔ پاسارگاد، بنای آرامگاه کورش بزرگ است که پیشتر مشهور به «مشهد مادر سلیمان» بود. در سال ۱۸۲۰ پس از پژوهش‌های باستان‌شناسی، هویت اصلی بنا به عنوان آرامگاه کوروش بزرگ مشخص شده‌است و چون گوهری در میان دشت خودنمایی می‌کند. این آرامگاه نزدیک ۵۳۰ تا ۵۴۰ پیش از میلاد از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شده‌است. بنای آرامگاه میان باغ‌های سلطنتی قرار داشته و از سنگ‌های بزرگ، که درازای پاره‌ای از آن‌ها به هفت متر می‌رسد، ساخته شده‌است.

محوطهٔ اصلی شامل منطقهٔ حفاری‌شده‌است، اما پایتخت باستانی منطقه‌ای بسیار وسیعتر از این منطقه بوده و هنوز حفاری نشده‌است. در محوطهٔ حفاظتی اطراف، باقی‌مانده‌های دیگری نیز هستند: محدودهٔ مقدس (حدوداً ۵۵۰–۵۳۰ پیش از میلاد)، و محوطه‌های تل نوخودی، تل خاری، تل سه آسیاب، دوتلان، که برخی از اینها متعلق به ماقبل تاریخ هستند، همین‌طور مدرسه یا کاروانسرا (سده ۱۴ میلادی). در محوطهٔ حفاظتی همچنین پنج روستا وجود دارند که کشاورزان در آن‌ها ساکنند. در ساخت بناها از چهار نوع مصالح اصلی استفاده شده‌است: سنگ، آجر، خشت خام و چوب. چوب را بیشتر برای پوشاندن در و سقف به کار می‌بردند و در برخی جاها تنه کلفت درختان (احتمالاً سدر و سرو) را برای ستون هم به کار می‌گرفتند. خشت خام برای پر کردن دیوارها و بعضی اوقات هم برای لایه‌گذاری سکوها به کار می‌رفت. آجرهای به کار رفته در پاسارگاد قرمز رنگ می‌باشند و دارای ۴۵ سانتی‌متر طول، ۳۲ سانتی‌متر عرض و ۵/۵ سانتی‌متر قطر هستند. ملات آن‌ها یک نوع قیر طبیعی است که از نفوذ آب جلوگیری می‌کند و نمونه آن‌ها در معماری عیلامی و آثار تخت جمشید دیده می‌شود.

سنگهایی که در ساختمان‌های پاسارگاد و نیز تخت جمشید به کار رفته، چند گونه است، یکی سنگ آهکی سپید رنگی که به مرمر می‌نماید، دیگری سنگی کبود که در سختی به خارا می‌ماند و در جاهایی هم سنگ سیاه مرمرین که بسیار شکننده است. این سنگ سیاه پس از گذشت ۲۵ سده چنان پخته و پیر شده‌است که امروز به آسانی خرد و آردی می‌شود؛ اما دو نوع سنگ دیگر، بسیار بادوامند و هم چنان پابرجا مانده‌اند. سنگهای سپید مرمرین را از کوه سیوند و سنگ‌های سیاه را از کوه تنگ سیاه و کوه تنگ بلاغی می‌آوردند. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکرده طایفهٔ پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده‌است. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس آنشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از اینرو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند. تخته سنگ‌های آرامگاه با بست‌های فلزی معروف به بست دم چلچله‌ای، به هم پیوسته بوده، که بعدها آن‌ها را کنده و برده‌اند و اکنون جایشان به صورت حفره‌هایی دیده می‌شود که بیشترشان را بازسازی کرده‌اند.

معماری پاسارگاد

معماری بنای آرامگاه کوروش در پاسارگاد

بنای آرامگاه دو بخش شناخته شده دارد: سکویی ۶ پله‌ای که قاعده آن مربع مستطیلی به وسعت ۱۶۵ متر مربع است. یک چهاردیواری کوچک به وسعت ۵/۷ متر مربع که سقف شیب بامی دارد و ضخامت دیوارهایش به ۵/۱ متر می‌رسد. پایه بنا (۱۳٫۳۵×۱۲٫۳۰ متر) از شش لایه پلکانی ساخته شده‌است، که از آن‌ها نخستین به بلندی ۱۷۰ سانتی‌متر، دومی و سومی ۱۰۴ سانتی‌متر، و سه عدد واپسین ۵۷٫۵ سانتی‌متر هستند. بلندای کلی بنا در حدود ۱۱ متر است. در ورودی آرامگاه در سمت شمال غربی قرار داشته و ۷۵ سانتی‌متر پهنای آن است. این درگاه کوتاه نیز دارای دو در سنگی بوده که از بین رفته‌است. خزانهٔ آرامگاه، در بالاترین نقطه، ریخت یک خانهٔ شیروانی ساده با یک ورودی کوچک در غرب را دارد. نزدیک به صد سال پیش باور بر این بود که این بنا آرامگاه مادر سلیمان باشد و در دورهٔ اتابکان در زمان آل بویه با استفاده از ستون‌های برجای مانده از کاخ‌های باستانی مسجدی با نام «مسجد اتابکی» در گرد آن ساخته و یک محراب کوچک در خزانهٔ آرامگاه کنده‌کاری شد. در دههٔ ۱۹۷۰ بقایای مسجد پاکسازی شده و تکه‌های تاریخی به نزدیکی مکان‌های اصلی‌شان بازگردانده شدند. پس از کشته شدن کوروش در جنگ با سکاها یا ایرانیان شمالی، جسد وی را مومیایی کرده و درون تختی از زر نهاده و اشیای ارزشمند پادشاهی و جنگی او را در کنار وی گذارده بودند.

به گزارش باستان نگاران زمان اسکندر، وقتی اسکندر به پاسارگاد آمد و از آرمگاه کوروش که در میان باغی بزرگ قرار داشت دیدن کرد به آریستوبولوس دستور داد درون مقبره را تزیین کند. آریستوبولوس در درون مقبره تابوتی زرین، یک میز و تعدادی ظروف زرین و سلاحهای گرانقیمت و لباسهای شخص کوروش و کلیه جواهراتی را که زمانی به دست می‌کرد یا به خود می‌آویخت مشاهده کرد. این آرامگاه در آن زمان توسط شماری مغ محافظت می‌شود اما در زمان اسکندر مورد دستبرد قرارگرفت و کلیه اشیاء گرانقیمتش به سرقت رفت. بویس تفاوت‌های میان آیین خاکسپاری در بین هخامنشیان و مغ‌ها و زرتشتیان بعد را چنین توضیح می‌دهد: فرمانروایان همهٔ خاندان‌های سلطنتی پس از مرگ به خاک سپرده می‌شدند، اما کوروش، که رویه‌ای نو آورد، در آیین رایج اقدامی موافق و جدی انجام داد؛ او مقبرهٔ خود را به نحوی ساخت که هیچ گونه آلودگی نتواند از بدن مومیایی شدهٔ او به موجودات پاک برسد.

در شیب سقف آرامگاه دو سوراخ بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن سنگ‌ها و کم کردن از بار سقف ایجاد شده‌است و برخی ندانسته، جای نگهداری کالبد کوروش و همسر وی دانسته‌اند. آرامگاه کوروش در همه دوره هخامنشی سپند (مقدس) به‌شمار می‌آمده این امر باعث گردیده که در دوران اسلامی هم این تقدس حفظ شود، اما تعبیر اصلی بنا دیگر مشخص نبوده‌است و از سوی دیگر مردم هم ساختن بناهای با عظمت سنگی را خارج از قوه بشری می‌دانسته‌اند و به سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته‌است، نسبت می‌داده‌اند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن می‌شمردند و آن را به مادر او نسبت می‌دادند و «مشهد مادر سلیمان» می‌خواندند. اسکناس‌های سبز رنگ پنجاه ریالی ایران از سال ۱۳۵۲ خورشیدی تا ۱۳۵۷ با نقشی از پاسارگاد چاپ و نشر می‌شد.

علت مهم بودن آرامگاه کوروش کبیر در پاسارگاد شیراز

این بنا آرامگاه نخستین منادی آزادی و حقوق بشر، کوروش بزرگ است که همانند گوهری در میان دشت پاسارگاد خود نمایی می‌ کند. کوروش بزرگ به سال ۵۹۹ پیش از میلاد در سرزمین پارس به دنیا آمد. پدرش کمبوجیه یکم از شاهان محلی پارس و مادرش ماندانا دختر آستیاک آخرین پادشاه ماد بود. کوروش در سال ۵۵۰ پیش از میلاد امپراتوری هخامنشی را پایه‌گذاری کرد. قلمرو این امپراتوری در اوج قدرت خود از مشرق تا کرانه‌ های رود سند و از مغرب تا یونان و مصر گسترده بود. در سال ۵۳۸ پیش از میلاد، کوروش، بابل را فتح کرد و در این اینجا بود که بیانیه حقوق بشر خود را به صورت استوانه‌ای گلین تدوین نمود و فرمان آزادی و برابری را صادر کرد. وی پس از سال‌ها تلاش جهت توسعه و پیشرفت کشور و برقراری صلح و امنیت در سال ۵۲۹ پیش از میلاد چشم از جهان فروبست و پیکرش در این بنا آرام گرفت.

آرامگاه در گذشته میان باغ‌ های سلطنتی قرار داشته که از هر سوی دشت نمایان بوده‌است. این بنا در عین سادگی بسیار زیبا و چشم گیر است و در زمان حیات کوروش بزرگ به دستور وی ساخته شده‌ است. بنای آرامگاه با تکنیک و مهندسی دقیق اجرا شده به گونه‌ ای که پس از گذشت ۲۵ قرن هنوز استوار و پا بر جاست. مساحت آرامگاه ۱۵۶ متر مربع و ارتفاع آن نزدیک ۱۱ متر است. سنگ‌ هایی که در ساخت بنا به کار رفته از نوع سنگ سفید مرمر نما است که از کوه سیوند در فاصله ۳۰ کیلومتری جنوب غرب پاسارگاد استخراج شده و به این مکان انتقال یافته‌ است. مهندسان و سنگ تراشان هخامنشی با دقت و شیوه‌ ای خاص سنگ‌ ها را روی هم قرار داده، به گونه‌ ای که از هیچ نوع ملاتی در ساخت آرامگاه استفاده نشده و تنها از بست های فلزی (آهن و سرب) جهت وصل کردن بلوک های سنگی به یکدیگر استفاده شده‌ است. آرامگاه در هفت طبقه اجرا شده که برگرفته از عدد مقدس هفت در میان ایرانیان است. ساختار کلی آرامگاه از دو قسمت تشکیل شده، قسمت نخست به صورت سکویی شش پله‌ای پایه و اساس بنا است که ریشه در بناهای آئینی همانند معبد ایلامی چغازنبیل دارد. قسمت دوم که به صورت اتاقکی با سقف شیب دار روی قسمت نخست اجرا شده، یادآور سنت های معماری مهاجران آریایی است.

ابعاد اتاقک آرامگاه ۱۷/۳ متر در ۱۱/۲ متر به ارتفاع ۱۰/۲ است. این اتاقک در واقع محل نگهداری کالبد کوروش بوده که پس از مرگ، پیکرش را دورن تابوتی زرین قرار داده، به همراه وسایل شخصی از جمله ردا و جنگ افزارش در اتاقک آرامگاه قرار داده‌ اند. زیر سقف شیبدار آرامگاه دو حفره بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن وزن سنگ‌ها و کم کردن بار وارده به اتاقک ایجاد شده‌است. بنا به گفته مورخانی که پس از سقوط امپراتوری هخامنشی به دست اسکندر مقدونی همراه وی به پاسارگاد آمدند بر دیواره آرامگاه نوشته‌ای وجود داشته به این مضمون “ ای انسان، هر که هستی و از هر کجا که بیایی، زیرا می‌ دانم که خواهی آمد، منم کوروش، پادشاه هخامنشی که این امپراطوری گسترده را برای پارسیان به یادگار گذاشته‌ ام، که اکنون به این مقدار اندک از سرزمین بزرگ کشورم بسنده کرده‌ ام بر گور من رشک مبر و بر ویران کردنش دل خوش مدار که تو نیز بر گور خود چنین نگاری، هرگاه فرمانبردار اهورامزدا باشی ” این متن اکنون وجود ندارد و به احتمال زیاد روی یک پلاک سنگی نوشته شده و بر دیواره آرامگاه نصب گردیده که در گذشته‌های بسیار دور از محل خود برداشته شده‌است. آرامگاه کوروش در همه دوره‌ها مقدس و محترم بوده‌است.

پادشاهان هخامنشی مراسم تاجگذاری خود را در این مکان انجام می‌داده‌ اند. این تقدس پس از دوره هخامنشی و با از یاد بردن نام و جایگاه پاسارگاد کم رنگ شد تا اینکه در دوره اسلامی به گونه‌ ای دیگر احترام و تقدس خود را بازیافت. در دوره اسلامی به دلیل اینکه اسناد و مدارکی از هویت اصلی آرامگاه وجود نداشت این بنا را به آرامگاه مادر سلیمان نسبت دادند. مردم بر اساس اعتقادات خود ساختن بناهای بزرگ سنگی همانند آرامگاه کوروش را خارج از قوه بشری می‌ دانسته و ساخت آن‌ ها را به سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته‌ است، نسبت می‌داده‌ اند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن می‌ شمردند و آن را به مادر او نسبت داده و «مشهد مادرسلیمان» می‌ خواندند. در دوران اتابکان فارس که پاسارگاد و تخت جمشید ارزشی دوباره یافت و حتی پارس و ایران هم «ملک سلیمان» خوانده شد، با استفاده از ستون‌ ها و سنگ‌ های کاخ‌ ها، مسجد جامعی پیرامون آرامگاه ساخته و محرابی نیز بر دیواره جنوبی اتاق آرامگاه حجاری شد. در سال ۱۳۵۰ خورشیدی، پس از مطالعه و بررسی، سنگ‌ ها به جای اصلی خود منتقل شدند. از سال ۱۸۲۰ میلادی با کشف و خوانده شدن خطوط میخی و مطالعه اسناد و مدارک، هویت اصلی بنا به عنوان آرامگاه کوروش مشخص گردید. این بنا به همراه دیگر بناهای مجموعه پاسارگاد در تیرماه ۱۳۸۳ در فهرست میراث جهانی جای گرفت.

آرامگاه کوروش در پاسارگاد شیراز

معماری آرامگاه کمبوجیه

آرامگاه کمبوجیه پسر ارشد کوروش کبیر، که برخی آن را به عنوان زندان سلیمان می‌ شناسند. حاشیه شمالی محوطه کاخ‌ ها در سلطه ویرانه‌ های یک برج سنگی بلند بوده است. شاید کمبوجیه یا بردیا در فکر یک ساختمان جدا در نقش رستم بوده‌ اند. پس داریوش در این‌جا فعالیت کرده‌ است. از دیدگاه امنیتی محوطه جنب آرامگاه آتی شاه می‌ بایست زیاد نگهبانی می‌ باشد. ارتفاع کامل دیوار جلوی بنا۳۸/۱۲ متر بوده است. پس اگر ما ارتفاع سکو (۴۱/۱) متر و ارتفاع تخمینی سقف هرمی شکل را (۳۰سانتی‌متر) به دیوار جلو اضافه شده‌ است، ارتفاع کلی بنا به ۰۹/۱۴ متر می‌ رسد.

زندان شامل یک برج مربع با پیش نشستگی در چهار گوشه، سه ردیف پنجره کاذب در سه جانب ساختمان قرار داشته‌است. پایه برج یک سکوی سه طبقه پابر جا شد، دو پنجره کاذب کوچک در بالای ورودی استوار است و هریک از دیوارهای فوقانی با پانزده ردیف تو رفتگی مستطیل شکل، مرتب شده‌ است. از قطعات بزرگ سنگی در ساختمان کار کرده‌ اند. در مجموعه ساختارهای هم‌ زمان هخامنشی، ساختمان زندان دارای ارتباطی، هم با معماری تدفینی و هم با معماری مذهبی است. طبق نظریه اشمیت، زندان با قرار داشتن در نزدیکی کاخ‌ های پاسارگاد، احتمالاً توسط کوروش ساخته شده‌ است.

خزانه‌ ای برای لوازم سلطنتی یا مذهبی- درفش شاهانه، نمادهای دینی و امثال آن بوده‌ است. از دو پنجره کور در نمای اصلی زندان فقط قطعات کوچکی در میان آوار پایه بنا باقی‌مانده‌ است. متاسفانه از این بنا در حال حاضر فقط یک دیوار به جا مانده‌ است و قسمت زیادی از آن در سده‌های نه چندان دور خراب شده‌ است. آن چه از این بنا باقی‌ مانده دیواری بلند به ارتفاع حدود ۱۴ و طول تقریبی ۷٫۵ متر است. این بنا به بنای کعبه زرتشت در نقش رستم شباهت دارد در حالی که از نظر قدمت، قدیمی‌ تر و از نظر استحکام و فن ساخت نمایانگر اجرایی قوی‌ تر از بنای کعبه زرتشت است. شهبازی باستان شناس معاصر، با استناد به کتیبه‌ ای که در دیوار آن قرار گرفته برج زندان سلیمان را آرامگاه کمبوجیه می‌ پنداشتند که جسد وی را داریوش بزرگ پس از مرگ از سوریه به پاسارگاد آورده‌ است و در این ساختمان قرار داده‌ است. پژوهشگران با توجه به شباهت این بنا در پاسارگاد با کعبه زرتشت در نقش رستم تحقیقاتی را دربارهٔ کاربرد اصلی و نقشه این بنا داشته‌ اند. بنا به سنگ‌نوشته شاپور یکم بر کعبه زرتشت، برج سنگی کعبه زرتشت، دژنبشت نامیده شده که شاید به محل نگهداری اوستای مقدس اشاره داشته‌ است.

به غیر از فرض یاد شده کاربری آرامگاهی و نیز معبد برای این بنا پیشنهاد شده‌ است. در سال ۱۳۹۵ گروه‌های باستان‌شناس به منظور یافتن پاسخی درخور، به منظور شناسایی هویت واقعی بنا، تصمیم گرفتند تا تپهٔ کوتاهی که در جنوب شرق بنای زندان واقع است را کاوش کنند. پیوند این پشته با برج سنگی به وضوح در نقشه اولیه محوطه و تصاویر قدیمی هوایی دیده می‌ شود. یافته‌ های کاوش در این فصل شامل تراشه‌ های زائد حاصل از ساخت مکعب‌ های سنگی زندان سلیمان، سفال شاخص هخامنشی و نیز سرپیکان سه پره مفرغی از همان دوره است. این بقایا در کاوش های انجم شده در این تپه به خوبی نشان از قدمت آثار کشف شده به دوره هخامنشی دارد. مری بویس استاد دانشگاه و پژوهشگر در رشته مطالعات زرتشتی این برج را آرامگاه کاساندان همسر کوروش بزرگ قلمداد کرده ‌است.

مقبره کمبوجیه

بناهای موجود در پاسارگاد

تعداد کاخ های پاسارگاد با توجه به آن چه تاکنون از زیر خاک بیرون آمده، چهــار کاخ و 2 غرفه اســت که یکی کاخ اختصاصی و دیگری کاخ بار و پذیرایی نامیده شده اســت. در منتهی الیه شــمالی جلگه، یک حصار عظیم سنگی مشابه دیوار غربی صفه تخت جمشــید دیده می شود، که پایه های کاخ و تخت بزرگی را تشکیل می داده است. این صفه بر تمام جلگه مسلط و چشم انداز وسیع و جـــالبی دارد. در زمین های غربی و جنوب غربی تپه های کوچکــی مربوط به هزاره های پیش از میلاد موجود است که از درون آن ها اشیاء ماقبل تاریخ بیرون آمده اســت و  به نظر می آید که محوطه پاسارگاد، هزاران سال پیش از آن که پایتخت دوران هخامنشی شود، به واسطه آب فراوان و زمین های پرباری که داشته، مسکن طایفه ها و قبایل مختلفی بوده است.  مردمـــانی در آن جا مشغول به زندگی بوده اند. اجــزای کنونی محوطه پاســارگاد شــامل تــل تخت یا تخت سلیمان، کاخ اختصاصیP ، کاخ بارعــام S ، مقبره کوروش، مقبره منتســب به کمبوجیه که با نام زندان ســلیمان نیز شناخته می شود، آثار و بقایای یک پل، کانال آب، دروازه R ، غرفه های  A  و  B ، باغ شاهی و جوی های سنگی، محوطه قربانگاه و بقایای یک حصار است.

کاخ بار عام پاسارگاد

کاخ بار عام یا کاخ پذیرایی یکی از کاخ های مهم در محوطه باستانی پاسارگاد است. یک تالار مرکزی با هشت ستون دارد و چهار ایوان ستون دار در اطراف این بنا بوده است. ارتفاع تالار مرکزی بلندتر بوده که ستون های آن هجده متر ارتفاع داشته است. اند. از سر ستون های اسب و شیر استفاده شده است. که از این دو نوع سر ستون تنها در اینجا استفاده شده و نمونه دیگری ندارد. دو اتاقک نیز در این محل وجود داشته که اتاقک های نگهبانی بوده اند. در این بنا سقف چوبی ، ستونها سنگی و پای دیوارها و گوشه های دیوارها سنگی و کل دیوارها خشتی بوده است. دو اتاقک نیز در این محل وجود داشته که اتاقک های نگهبانی بوده اند. در این بنا سقف چوبی، ستون ها سنگی و نیز پای دیوارها و گوشه های دیوارها سنگی و کل دیوارها خشتی بوده است.در این بنا، تنها در درگاه های ورودی از نقش برجسته استفاده شده است. نقوش معمولا متاثر از نقوش آشوری هستند. این بنا دارای چهار درگاه ورودی است که چهار طرف قرار دارند.

کاخ اختصاصی پاسارگاد

کاخ اختصاصی پاسارگاد، محل زندگی کوروش پادشاه هخامنشی بوده است. کاخ اختصاصی بزرگترین کاخ از لحاظ وسعت تالار مرکزی است. تعداد ستون ها در این کاخ بیشتر سایر بناهای موجود در این محوطه باستانی است. در حاشیه پایین زیر ستون های این کاخ از سنگ های مشکی رنگ استفاده شده است. این کاخ، دو ایوان در دو سمت دارد. فرم این بنا به شکل حرف انگلیسی H  است. در این کاخ نیز تالار مرکزی بلندتر بوده و دو اتاقک نگهبانی در آن است. دو دروازه اصلی ورودی و دو دروازه یا درگاه فرعی داشته است.

کاخ پاسارگاد شیراز

کاخ دروازه ورودی

این کاخ، مدخل ورودی به مجموعه سلطنتی، پاسارگاد است. یک تالار هشت ستونی دارد، که تالار انتظار بوده است. در این بنا یک نقش برجسته وجود دارد که دارای اهمیت است. این نقش برجسته موسوم است به پیکره کوروش یا ذوالقرنین از ویژگی های این نقش برجسته می توان به بال های آشوری، لباس لیدیایی و تاج مصری اشاره کرد. در این سنگ نگاره انسانی را می بینیم که چهار بال دارد و تاجی بر سرش قرار گرفته است و ردایی بلند بر تن کرده است و نگاهش را به سوی مرکز کاخ پاسارگاد شیراز دوخته است که خوشبختانه در گذر روزگار آسیب چندانی ندیده است و بیشتر با عنوان انسان بالدار پاسارگاد شیراز مشهور است.

تل تخت پاسارگاد

آخرین قسمت پاسارگاد تل تخت است، که تخت سلیمان نیز گفته می شود، در بالای کوه قرار دارد و بر کل مجموعه مشرف است. این مکان احتمالا مکان استحکامات نظامی بوده است. از سنگ پاکتراش ساخته شده، روی صفه قرار دارد و یک سری اتاق ها و فضاهایی برای نگهبانی داشته است. در تل تخت، سازه های استحکامات نظامی دیده می شود. این سازه‌ ها با وسعتی در حدود ۸۰۰۰ متر مربع بر روی تپه‌ ای بزرگ در انتهای شمالی پاسارگاد قرار دارند. سازه‌ های یاد شده معماری چهار دوره را به خود اختصاص داده‌است:

 ساختارهای سنگی: عموماً مربوط به دورهٔ اول هخامنشی.

ساختارهای خشتی: مربوط به دورهٔ دوم هخامنشی.

ساختارهای خشتی و سنگی: مربوط به دورهٔ سلوکی و اشکانی.

ساختاری خشتی، آجری و سنگی: مربوط به اواخر دورهٔ ساسانی.

ساختار اول (سنگی) به روش بنایی خشک و با استفاده از قالبهای بزرگ سنگی و یک شیوهٔ اتصالی به نام آناتیروسیس (Anathyrosis)، که تمدن های آسیای صغیر در سدهٔ ششم میلادی با آن آشنا بودند، بنا شده‌ است. نقشهٔ عمومی سکو یک متوازی‌الأضلاع با ابعاد تقریبی ۹۸×۷۹ متر و با تورفتگی هایی در کناره‌ های شمالی و جنوبی، است. ارتفاع اصلی آن تقریباً ۱۵ متر بوده‌ است. اولین مرحله از ساخت بنا توسط کوروش بزرگ انجام گرفته و با مرگ وی در سال ۵۳۰ قبل از میلاد متوقف شد. مرحلهٔ دوم در دوران داریوش بزرگ با استفاده از آجرهای خشتی (گلی) ساخته شد (۴۸۶ تا ۵۲۲ قبل از میلاد).

تل تخت پاسارگاد

گور دختر

این مجموعه نزدیک کازرون و حوالی برازجان قرار دارد. گفته می شود این بنا، آرامگاه چیش پیش، پدر پدر بزرگ کوروش است. فرم بنای گور دختر، زیگوراتی شکل است، سه پله بلند دارد که به یک ساختمان خرپشته ای با سقف شیبدار که وسط سقف راخالی کرده اند تا بار کمتری به دیواره ها وارد شود، منتهی می گردد. این بنا شباهت زیادی با آرامگاه کوروش دارد. از آن جایی که کوروش برخلاف دیگر شاهان هخامنشی، زرتشتی نبوده است، فرم آرامگاه او و سایر اعضای خانواده اش با مقابر گوردخمه ای متعلق به پادشاهانی که پس از او آمدند متفاوت بوده است. دیگر پادشاهان هخامنشی از زمان داریوش بزرگ تا پایان حکومت این دودمان، در گوردخمه هایی دفن شدند که در دل کوه حفر شده بودند.

سنگ نگاره انسان بالدار در پاسارگاد شیراز

سنگ‌ نگاره انسان بالدار سالم‌ ترین و زیباترین نقش ایجاد شده در بناهای پاسارگاد است که دارای مفاهیم عمیق اندیشه والای انسانی کوروش بزرگ است. این سنگ نگاره مردی را نشان می‌ دهد با ریش انبوه کوتاه، ردای بلند و تاجی بر سر در حالی که چهار بال او را دربر گرفته‌ اند رو به سوی مرکز کاخ دارد. عناصر تزئینی و هنری سنگ نگاره بسیار زیبا، چشمگیر و معنادار است. بر بلندای نقش تاجی زیبا است که روی شاخ‌ های بلند و تاب دار یک قوچ حبشی، در حالی که دو مار کبرای پشت به هم کرده که هر یک گویی را به نماد خورشید بر سر دارند قرار گرفته‌ است. سه دسته گل نی، بخش اصلی تاج را که هر یک گوی خورشید را بر فراز دارند و با پر شترمرغ احاطه شده‌ اند تشکیل داده‌ اند. انتهای این سه دسته گل را سه گوی بزرگ خورشید پوشانده‌ اند.

بال ها با ظرافت و زیبایی دو سوی مرد را دربر گرفته در حالی که دو بال به سوی آسمان و دو بال به سمت زمین گسترده شده‌ اند. اندام این مرد با ردایی بلند و حاشیه دار پوشانده شده که مزین به گل ها است. دست ها یکی به سوی جلو و دیگری در امتداد بال به سوی بالا قرار گرفته‌ اند در حالی که پاها عریان هستند. در ایجاد این نقش از هنر و فرهنگ‌ های ملل مختلف آن روز الهام گرفته شده‌ است. از جمله تاج که پیشینه‌ ای مصری دارد، لباس بلند مرد که ایلامی است و بال ها که ریشه در هنر آشور دارد.

به‌ کارگیری هنر ملل مختلف در این سنگ نگاره بر گرفته از اندیشه‌ های والای انسانی کوروش است. در واقع هر قسمت نقش بیان‌ کننده حضور نماینده‌ ای از ملت های گوناگون است. کوروش با ایجاد این سنگ نگاره یک نوع اتحاد و همدلی را میان مردمان سرزمین‌ های مختلف با اندیشه برابری انسان‌ ها با هر رنگ، نژاد و زبانی را به وجود آورد. بالای نقش برجسته تا سال ۱۲۴۳ خورشیدی، مزین به سنگ نبشته‌ ای میخی سه زبانه بوده با مضمون «من کوروش شاه هخامنشی ام». ولی پیش از سال ۱۲۵۶ خورشیدی این سنگ نبشته را از بالای نقش برداشته‌ اند. کتیبه میخی که در بالای نقش انسان بالدار بوده به سه زبان پارسی باستان و ایلامی و اکدی نوشته‌ است. نقش انسان بالدار را یک مفسر هندی به نام مولانا ابوالکلام آزاد و علامه طباطبایی با شخصیت ذوالقرنین (صاحب دو شاخ) که در قرآن مجید از او به عنوان شاهی جهانگیر و دادگر و نظرکرده یاد شده یکی دانسته و بیان می‌ کنند که ذوالقرنین یاد شده در قرآن همان کوروش بزرگ است.

انسان بالدار در پاسارگاد

آب‌نماهای باغ شاهی در پاسارگاد شیراز

باغ شاهی پاسارگاد جلوه گاه یکی از قدیمی‌ ترین باغ‌ های ایرانی است. این باغ که با نام پردیس کوروش معروف است به عنوان الگوی اولیه باغ‌سازی ایرانی به‌شمار می‌ آید. باغ پر از درختان گوناگون، گل‌ های رنگارنگ و پرندگان بوده که کوروش آن را با سلیقه و نظر خود به صورت پردیسی بی‌همتا درآورده بود. این باغ با سیستم گردش آب در جوی‌ های سنگی که به آب‌ نما معروف است آبیاری می‌ شده‌ است. آب‌ نماها جدای از آبیاری پردیس، جنبه تزئینی و زیبایی بخشی باغ را نیز به خوبی انجام می‌ داده‌ است. دو سوی باغ دو کوشک طراحی و اجرا شده که از آن‌ها جهت استراحت و تماشای فضای دل‌انگیز باغ استفاده می‌ شده‌ا ست. همه کاخ ها درون پردیس قرار داشته‌ اند، به گونه‌ ای که هر کاخ دارای فضایی سرسبز و آرام بخش پیرامون خود بوده‌ است. باغ شاهی آب مورد نیاز خود را از طریق انشعاب‌ هایی که از رودخانه پلوار جدا می‌ شده تأمین می‌ کرده‌ است. آب‌ن ماها از دو قسمت تشکیل شده‌است: یکی جوی‌ های عبور آب و دیگری حوضچه‌ ها

در هر ۵/۹ تا ۵/۱۳ متر جوی یک حوضچه وجود دارد، که حوضچه‌ ها در ابتدا عمل تقسیم آب و آرام کردن سرعت آب در مسیر جوی‌ ها را انجام می‌ داده و دیگر اینکه موجب ته‌ نشین شدن گل و لای موجود در آب می‌ شده‌ است. ابعاد دهانه داخلی این حوضچه‌ها ۸۷ در ۸۷ سانتیمتر و عمق آن‌ها حدود ۵۲ سانتیمتر است. عمق و دهانه جوی‌ های سنگی حدود ۲۵ سانتیمتر و لبه حوضچه‌ ها و جوی‌ ها حدود ۱۵ تا ۱۶ سانتیمتر است. نزدیک به ۱۱۰۰ متر از آب‌ نماهای باغ کاوش شده و از زیر خاک بیرون آورده شده‌ اند.

محوطه مقدس پاسارگاد

بخش زیادی از محوطه باستانی پاسارگاد شیراز هنوز حفاری نشده است و به گمان بسیار قوی، این پایتخت باستانی هخامنشیان، بسیار گسترده تر از آن چیزی بوده است که تاکنون مورد کاوش قرار گرفته است. اما آن قسمت از محوطه باستانی پاسارگاد که مورد کاوش قرار گرفته است شامل بخش های مختلفی است. یکی از مهم ترین بخش های کاوش شده این سایت، محدوده مقدس است که قدمتی نزدیک به دو هزار و ششصد سال دارد. محوطه مقدس پاسارگاد شیراز در منطقه ای مشرف به دشت در پشت یک تپه ماهور سفید واقع شده است. محوطه مقدس پاسارگاد دو سکوی سنگی دارد که یکی از آن ها حالت پلکانی دارد و دیگری به رنگ سفید است.

سکوی سفید فاقد پلکان است. آن طور که از تحقیقات بر می آید احتمالا از این دو سکو برای افروختن آتش مقدس و اجرای مراسم آئینی برای ستایش اهورا مزدا استفاده می شده است. حدود 120 متر آن طرف تر، یک تپه که دارای ساختارهای خشتی و سنگی است و به مرور زمان دچار فرسایش شده، شکل گرفته است. این تپه دارای ساختار لایه لایه و طبقه بندی شده است و جنس چهار طبقه اول آن “سنگ لاشه” و طبقه پنجم که بالاترین طبقه آن است از جنس خشت می باشد. یک پلکان در قسمت شمالی این تپه وجود دارد. روی آن تپه احتمالا مراسم آئینی و مذهبی اجرا می شده است. روی تپه، آتشدان هایی قرار دارد که روی یک شالوده به عمق یک متر قرار گرفته اند. هدف از ایجاد این شالوده احتمالا ایجاد فضایی به منظور تخلیه خاکسترهای آتش بوده است. دور آتشدان ها نواری از جنس سنگ سیاه کشیده شده است. اولین کاوش های باستان شناسی در محوطه باستانی پاسارگاد در سال 1983 با مدیریت باستان شناسی با نام هرتسفلد آغاز شد و سپس باستان شناس دیگری با نام استروناخ، این تحقیقات را در ابعاد وسیع تری ادامه داد.

جاذبه های گردشگری اطراف پاسارگاد شیراز

تاریخ هخامنشیان یکی از مهم ترین نقاط عطف تاریخ برای کل جهانیان است و آثار برجای مانده از آن از سوی تمامی مردم علاقمند به تاریخ و گردشگری در جهان، مورد توجه قرار می گیرد.  پاسارگاد شیراز یکی از مهم ترین آثار متعلق به دوره هخامنشیان است و تخت جمشید و بسیاری دیگر از آثار باستانی برجای مانده از تاریخ هخامنشیان در نزدیکی آن ساخته شده اند. از سوی دیگر شهر شیراز آثار تاریخی زیبا و به یادماندنی از دوران زندیه و قاجار را نیز در خود جای داده است. بی شک بسیاری از گردشگران هنگام سفر به شیراز، به غیر از بازدید از پاسارگاد به سراغ سایر جاذبه های گردشگری اطراف پاسارگاد شیراز نیز خواهند رفت. در ادامه چند نمونه از این جاذبه های گردشگری شیراز را معرفی می کنیم.

تخت جمشید

تخت جمشید پایتخت آئینی هخامنشیان است که سنگ بنای آن در دوران داریوش بزرگ نهاده شد و در مرودشت و در فاصله حدودی 60 کیلومتری شیراز و پاسارگاد واقع شده است. تخت جمشید متشکل از مجموعه چند کاخ است که سالانه گردشگران بسیاری مشتاقانه برای دیدن آن به استان فارس می آیند. معماری تخت جمشید ویژگی های بسیار خاص و منحصر به فردی دارد و بر روی سرستون های آن موجودات نمادین و افسانه ای قرار دارد. ویژگی های ضد سیل و ضدزلزله بودن تخت جمشید نیز از جمله مهم ترین عجایب مطرح در مورد آن است.

نقش رستم شیراز

به غیر از کوروش و کمبوجیه سایر پادشاهان هخامنشی در مقابر دخمه ای در کوه دفن شده اند. مقابر اکثر آن ها در کوهی که امروزه با نام نقش رستم مشهور است دیده می شود. روش تدفین مردگان در بین زرتشتیان به این صورت بوده است که در ابتدا جسد را تقدیم به پرندگان مردارخوار می کنند تا بُعد اهریمنی شان از بین برود، و سپس استخوان ها را در استودان می گذاشتند و در کوه قرار می دادند. نقش رستم شیراز محل قرارگیری استودان پادشاهان هخامنشی است و در فاصله کمی از پاسارگاد واقع شده است.

باغ عفیف آباد شیراز

باغ عفیف آباد شیراز را بسیاری از مردم با نام باغ گلشن می شناسند و شامل یک بنای تاریخی بسیار زیبا و باغی پر گل و درخت است. بنای تاریخی موجود در باغ عفیف آباد متعلق به دوره قاجار است. متاسفانه نرگس آبیار کارگردان ایرانی مشغول ساخت یک سریال در آن است که حفاظت بنا را تحت تاثیر قرار داده است. پیشنهاد می شود پیش از آن که این بنا آسیبی جدی تر ببیند بازدید از آن را به عمل بیاورید. باغ عفیف آباد شیراز در شهر شیراز و در بلوار ستارخان واقع شده است. یکی از نکات جالب در خصوص باغ عفیف آباد شیراز، آن است که در آن می توانید برخی از نمادهای هخامنشی را مشاهده کنید.

بهترین فصل برای بازدید از پاسارگاد شیراز

از آن جایی که محوطه باستانی پاسارگاد شیراز، در منطقه ای با آب و هوای گرم واقع شده است، طبیعتا در فصل تابستان دمای هوای بسیار بالایی را دارد که برای برخی از افراد ممکن است آزاردهنده و یا حتی غیرقابل تحمل باشد. ولی آب و هوای این منطقه در دو فصل بهار و تابستان بسیار مطبوع و عالی و دلنشین است. هرچند که برای گردشگران حرفه ای و نیز مردمی که در مناطق گرمسیر زندگی می کنند، فصل تابستان نیز می تواند فصل مناسبی برای گردش در پاسارگاد باشد. یک دیگر از نکات مهم در رابطه با زمان مناسب برای بازدید از پاسارگاد شیراز آن است که پیش از حرکت به سمت پاسارگاد، حتما وضعیت آب و هوا را از طریق سایت های معتبر پیش بینی آب و هوا چک کنید، چرا که به علت خاکی بودن محوطه در صورت بارش برف و باران، با حجم زیادی از گل در آن محوطه مواجه خواهید شد که این مساله ممکن است برای برخی از مردم چندان خوشایند نباشد. پس بهتر است زمانی را برای رفتن به پاسارگاد انتخاب کنید که در آن موقع هوا آفتابی باشد تا با گل و لای شدید مواجه نشوید. هر چند یکی از زیباترین مناظر محوطه باستانی پاسارگاد شیراز در هوای برفی است که برای بسیاری از عکاسان حرفه ای سوژه های نابی را ایجاد می کند.

آرامگاه کوروش پاسارگاد

روزهای تعطیلی پاسارگاد شیراز

محوطه باستانی پاسارگاد شیراز در تمامی روزهای سال آماده بازدید گردشگران است. تنها روزهایی که امکان بازدید از این محوطه تاریخی وجود ندارد، ایام سوگواری مذهبی است که در ادامه آن ها را برخواهیم شمرد. عاشورا و تاسوعای حسینی، شهادت امام علی (ع)، بیست و هشتم ماه صفر و روز 14 خرداد، روزهای تعطیلی پاسارگاد شیراز هستند. در سایر ایام تعطیل و غیر تعطیل سال، حتی تعطیلات عید نوروز و روزهای جمعه و یا هر روز دیگری به جز همان چند روز که اشاره شد، می توانید به بازدید از پاسارگاد شیراز بروید.

ساعت بازدید و قیمت بلیت پاسارگاد شیراز

ساعت بازدید از پاسارگاد شیراز : باید بدانید که ساعت بازدید از محوطه باستانی پاسارگاد شیراز در دو فصل بهار و تابستان از ساعت 8:30 دقیقه صبح تا 19:30 دقیقه است. در حالی که ساعت بازدید از این مجموعه تاریخی در نیم سال دوم از ساعت 8:30 دقیقه صبح تا ساعت 17:30 عصر است. امکان بازدید از پاسارگاد شیراز در همه روزهای هفته به غیر از ایام سوگواری اسلامی امکان پذیر است. بهتر است زمانی برای دیدن پاسارگاد بروید که هوا کاملا روشن باشد و چند ساعت برای گردش در آن با دقت و خیال راحت و آسوده زمان داشته باشید. هر نقطه از این مکان باستانی، سندی پر افتخار برای هر ایرانی به حساب می آید و بازدید از آن از جمله خاطرات فراموش نشدنی خواهد بود. اگر هم به عکاسی علاقه مندید و دوربین قوی و حرفه ای دارید عکاسی از این محوطه باستانی در شب و تاریکی را از دست ندهید. چرا که شکوه پاسارگاد شیراز در شب، دو چندان خواهد شد.

قیمت بلیت بازدید از پاسارگاد شیراز: برای گردشگران خارجی قیمت بلیت بازدید از پاسارگاد شیراز پنجاه هزار تومان و برای گردشگران داخلی پنج هزار تومان است. این قیمت ها، قیمت مصوب در سال 1400 است.

موقعیت جغرافیایی پاسارگاد

جلگه پاســارگاد حدود 20 کیلومتــر درازا و ۱۵ کیلومتر پهنا دارد، در عهد باســتانی پر از درخت به خصوص درخت سرو و سبز و خرم بوده و باغ های شاهی توسط جویبارها و آبن ماهایی سنگی آبیاری می شد. با توجه به نظر مورخینی همچون “گزنفون” و “استرابو” که در آن دوره می زیسته اند، کاخ ها و آرامگاه کوروش بزرگ در میان انبوه درختان این باغ بوده اســت. در جلوی کاخ ها آب نماهای ســنگی و بســیار ظریــف و زیبائی با حوضچه های ســنگی احداث کرده بودند که تعدادی از آن ها در خلال کاوش های باستانشناسی یافت شده است.

پاسارگاد کجاست و مسیر دسترسی به آن

درون دشت مرغاب در شهر مرودشت در نزدیکی شیراز در استان فارس، محوطه باستانی باشکوه پاسارگاد واقع شده است. برای رسیدن به پاسارگاد شیراز و بازدید از این مجموعه بناهای باستانی باید وارد جاده شیراز به سمت اصفهان شوید و در مسیر سعادت شهر به رانندگی خود ادامه دهید تا به جاده فرعی برسید. حدود 20 کیلومتر بعد، به روستایی با نام روستای مادر حضرت سلیمان (ع) خواهید رسید که چهار کیلومتر آن طرف تر از آن شهر پاسارگاد واقع است. از شیراز تا پاسارگاد حدود 123 کیلومتر فاصله وجود دارد که هنگام طی کردن این مسیر با طبیعتی زیبا و فوق العاده رو به رو خواهید شد.

آدرس پاسارگاد شیراز: استان فارس، 123 کیلومتری شهر شیراز، سعادت شهر، روستای مادر حضرت سلیمان، مجموعه پاسارگاد

مسیر دسترسی به پاسارگاد شیراز از طریق خودروی شخصی: اگر می خواهید با خودروی شخصی به سمت پاسارگاد شیراز بروید، دو مسیر پیش روی شما خواهد بود؛ اول اینکه از شیراز به سوی مرودشت بروید و تا دشت مرغاب برانید، زمانی که از تپه های دشت مرغاب بالا بروید دشتی در مقابل شما ظاهر خواهد شد که از آن جا می توانید به راحتی آرامگاه کوروش بزرگ و نیز سایر کاخ های پاسارگاد را مشاهده نمایید.
مسیر دومی که اگر بخواهید از سمت اصفهان به سوی پاسارگاد شیراز بروید در مقابل شما خواهد بود، به این صورت است که باز هم باید به سمت مرودشت بروید و از آن ج خود را به بزرگراه آباده به سوی صفاشهر برسانید و از همان بزرگراه به سمت سعادت شهر بروید در سمت راست می توانید محوطه باستانی پاسارگاد شیراز را ببینید.

رسیدن به پاسارگاد شیراز از طریق وسایل حمل و نقل عمومی: اما اگر قصد دارید با وسایل حمل و نقل عمومی به سمت پاسارگاد شیراز بروید، بهتر است بدانید که، در پایانه های شهید کاراندیش شیراز و علی ابن حمزه تاکسی ها و اتوبوس هایی ویژه گردشگرانی که قصد بازدید از پاسارگاد را دارند، وجود دارد.

رفتن به پاسارگاد شیراز از طریق قطار: جالب است بدانید که برای رسیدن به پاسارگاد مسیر ریلی و قطار هم وجود دارد. به این صورت که شما می توانید با قطار اصفهان به شیراز به 5 کیلومتری سعادت شهر برسید و سپس در ایستگاه قطار سعادت شهر با استفاده از تاکسی های موجود در ایستگاه به پاسارگاد بروید.

اجاره ویلا در شیراز

اکثر افرادی که قصد دارند به بازدید از پاسارگاد بروند به تاریخ و آثار باستانی علاقه مندند. پس به همین خاطر زمانی که به شیراز بروند علاوه بر بازدید از پاسارگاد ترجیح می دهند به دیدن سایر جاهای تاریخی شیراز نیز بروند. چرا که هم در خارج از شیراز و هم در داخل شیراز دنیای بی نظیری از تاریخ پر افتخار ایران را در خود جای داده اند. قطعا یک اقامت چند ساعته و یا یک روزه، زمان کافی برای بازدید از شیراز زیبا و بی نظیر را در اختیار گردشگران قرار نمی دهد. به همین خاطر بسیاری از مسافران به دنبال اجاره روزانه ویلا در شیراز هستند تا مدتی را که در این شهر به سر می برند، جای امن و راحتی برای استراحت و اقامت داشته باشد. سایت تخصص لوکس ویلا، آماده ارائه انواع خدمات اجاره ویلا در شیراز و بسیاری از نقاط دیگر ایران است. گردشگران عزیز و گرامی با سرچی کوتاه در سایت می توانند ویلای مورد نظر خود را به راحتی و در شرایطی امن و معتبر رزرو و اجاره نمایند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.