محتوا پنهان

تپه های سیلک کاشان، یکی از محوطه های باستانی جهان هستند که نخستین نشانه های تمدنی بشر را آشکار می نمایند. این تپه های دربرگیرنده آثاری هستند که قدمتشان به هشت هزار تا سه هزار سال پیش می رسد. تپه های سیلک در حاشیه جاده فین به کاشان واقع شده و شامل دو تپه می شوند. یکی از این تپه ها موسوم به تپه شمالی است و یکی دیگر را تپه جنوبی نامیده اند که در ادامه یادداشت توضیحات بیشتری در مورد هر کدام از این دو تپه ارائه خواهیم داد. محوطه تپه های سیلک در روزگاران بسیار دور در دشتی پر آب واقع بود که زمین های اطراف آن نیز بسیار حاصلخیز بودند. به همین خاطر مردمان آن منطقه امکان کشاورزی و روستانشینی را داشتند. بافت عجیب و رازآلود این منطقه در گذشته باعث شده بود که تا سال 1310، مردمان آنجا، آن را زمینی نفرین شده بدانند، اما وقوع یک سیل، باعث شد تا همه چیز متفاوت شود.

تپه های سیلک

معرفی تپه های سیلک کاشان

زمانی که پا به محوطه باستانی تپه های سیلک بگذارید، با هر قدمی که بر می دارید رازی از گذشته و فرهنگ ایرانیان باستان بر شما آشکار خواهد شد. می توانید چشم های تان را ببندید و صدای بازی و شادی کودکانی را که هزاران سال پیش در آن می زیستند بشنوید و در خیال خود زنی را ببینید که پس از ریسیدن پارچه برای پوشاک اهالی خانه، با سائیدن دو چوب بر روی هم مشغول گرم کردن خانه اش شده در حالی بوی نان و غذایی که پخته در فضا پیچیده است. می توانید مردانی را مشاهده نمایید که در حالی با روش های بدوی مشغول ذوب فلزات هستند ابزاری را می سازند تا با آن ها از حریم خانواده شان در مقابل دشمان و حیوانات وحشی محافظت نمایند.

حیواناتی را می بینید که برخی از آن ها به دوران کنونی نرسیده و منقرض شده اند، ولی در آن محوطه مشغول جست و خیز می باشند. اقوامی را می بینید که گریه کنان مشغول به خاک سپردن اجساد اعضای خانواده شان در زیر منازلشان هستند و بر روی پیکر مردگان شان گلاب و عرقیجات معطر می پاشند. صدای معابدی را می شنوید که افرادی در آن مشغول دعا، نیایش و قربانی برای غلبه بر خشم طبیعت و در اختیار گرفتن نیروهای آن به منظور حفظ حیات و بقای خود هستند. شب هنگام، جماعتی را خواهید دید که دست در دست هم رقصی آئینی را به دور آتش اجرا می کنند و عده ای هنرمند سفالگر با ابزار خاص خود، مشغول کشیدن نقش و تصاویر آن ها بر روی سفالینه ها می شوند.

انگار که این مردمان خبر داشته اند که چند هزار سال بعد، یادگارهای آن ها توسط آیندگان، دیده خواهد شد و از این طریق می خواستند آئین ها و مراسمشان را به ثبت برسانند تا از این طریق حرف های شان را به گوش آیندگان برسانند. فقط کافی است که پس از شنیدن توضیحاتی جامع و کافی هنگام بازدید از تپه های سیلک کاشان، دقایقی چشمان خود را ببندید تا تمامی آن چه را که برای تان گفتم در خیال خود متصور شوید و خود را در میان مردمان هزاران سال پیش در حال شادی کردن ببینید و با مرور این بخش از تاریخ پر افتخار و متمدن ایران، به این خاک پر گوهر عشق بورزید و به خاطر ایرانی بودن خود، خوشحال شوید و نسبت به حفظ این آثار احساس مسئولیت کنید.

تپه های باستانی سیلک که متشکل از دو تپه شمالی و جنوبی و دو گورستان می باشند در حدود سه کیلومتری جنوب غربی شهر کاشان و سر راه فین به کاشان در استان اصفهان واقع شده اند. فاصله این دو تپه از یکدیگر حدود 600 متر است. تپه شمالی نسبت به تپه جنوبی قدیمی تر است. حفاری در محوطه باستانی تپه جنوبی سیلک چهار سال زودتر از حفاری در تپه جنوبی آغاز شد. برخی از باستان شناسان معتقدند که ساکنان تپه شمالی پس از پایان مدت زمان ممکن برای استقرار در تپه شمالی، به صورت تپه به تپه کوچ کردند تا به نخستین طبقه در تپه جنوبی رسیدند و آثار تمدنی شان را در آن جا بوجود آوردند و به زندگی پرداختند. اینجا محل زندگی مردمانی است از بسیاری از اقوام دیگر، زودتر موفق به ریسندگی و بافت پارچه شده اند.

در هشت متر اول از حفاری های تپه شمالی سیلک، اثری از معماری به دست نیامد. متراژ ضخامت لایه های تمدنی تپه شمالی سیلک حدود 11/80 متر بوده است. با توجه به تحقیقات رومان گیرشمان، ساکنان اولیه تپه های سیلک در ابتدا در کلبه هایی زندگی می کردند که آن ها را از نی و شاخ و برگ درختان می ساخته اند و سپس بر روی آن ها لایه ای گل می کشیدند. یک از نکات جالب در خصوص این کلبه های آن است که دیوار آن ها در برخی از موارد بلند تر از هشت متر بوده ولی به صورت چینه ساخته می شدند. اما در لایه های بعدی، خانه های اقوام این محوطه باستانی با خشت ساخته گردیدند. این اقوام در تپه جنوبی برای نخستین بار از خشت قالبگیری شده استفاده نمودند.

تپه های سیلک کاشان از جمله نخستین اقامتگاه های دائمی بشر به حساب می آیند که کشاورزی و یک جا نشینی در آن ها رواج یافته است و مردمان ساکن این دیار، حدود شش هزار سال در این محوطه باستانی زیسته اند و با بررسی مسیر زندگی های پرفراز و نشیب شان، می توان سیر تحول انسان را از دوران توحش تا پیشرفت تمدن و شکل گیری حکومت ها دریافت. بیشترین چیزی که از تپه های سیلک به دست آمده، سفالینه های منقوشی است که دارای شهرت جهانی می باشند. این مردمان برای نخستین بار در تاریخ بشریت، سیستم لوله کشی آب را ابداع نمودند که با توجه به قدمت دیرینه ای محوطه باستانی، چنین اختراعی موجب حیرت جهانیان شده است.

ساکنان اولیه فلات ایران در تپه های سیلک اختراعات و ابداعات جالبی را داشتند که برای بار اول در کل جهان مورد استفاده قرار می گرفتند. از جمله این ابداعات می توان به چرخ سفالگری، گلاب گیری، کوره های پخت سفال، ذوب فلزات و استخراج سنگ های معدنی و … اشاره کرد. با توجه به فرم ظروف به دست آمده از این منطقه و نیز نقوشی که بر روی آن ها ترسیم شده می توان چنین برداشت کرد که برخی از آن ها کاربرد آئینی داشته اند. یکی از تغییرات شگرفی که در سبک زندگی ساکنان تپه های سیلک کاشان با گذشت زمان ایجاد شد، تدفین اجساد در گورستان بود، تا پیش از آن، اقوام ساکنان این محوطه باستانی، مردگانشان را در زیر منازلشان به خاک می سپردند.

تپه های سیلک کاشان

علت نامگذاری تپه های سیلک

این محوطه در میان باستان شناسان با نام های سیلگ و یا سیالگ که به در زبان فارسی، معنای سفال پاره است نیز شناخته می شود. علت این نامگذاری آن است که از آن محوطه سفالینه های متعددی به دست آمده است. این محوطه باستانی در ابتدا به عنوان معبد سلوکیان در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. اما پس از انجام تحقیقات بیشتر درباره این بنا، باستان شناسان به این نتیجه رسیدند که این مکان، هیچ ارتباطی با سلوکیان نداشته است و قرار است بخش های مهمی از تاریخ ایران کهن را برای ما آشکار سازد. البته روایات دیگری در مورد علت نامگذاری تپه های سیلک وجود دارد که در ادامه به شرح آن ها خواهیم پرداخت.

خاک محوطه باستانی تپه های سیلک از خاک سایر نقاط نزدیک به آن سفیدتر بود و به همین علت، برخی از مردم به آن سپیدارگ می گفتند و به مرور این واژه در اصطلاح محلی تبدیل به سی آرگ شد. روایتی دیگر نیز وجود دارد که بر طبق آن نام سیلک برگرفته از نام یک پادشاه سیاه موی ایرانی مشهور به سیالخش بوده است. این پادشاه ایرانی را برخی همان شاهزاده می دانند که در نبرد سالامیس، سپاه ایرانیان را فرماندهی می نموده، ولی جز حدسیات رمان گیرشمان، سند دیگری برای اثبات این ادعا وجود ندارد.

روایت دیگری که در مورد علت نامگذاری تپه های سیلک وجود دارد آن است که واژه اصلی ترکیبی از دو کلمه سی و ارگ به معنای سی تپه بوده که در مورد این دیدگاه نیز قطعیت کاملی وجود ندارد. زیرا در مکان سی ارگ و یا سی قلعه وجود ندارد و از طرف دیگر، این احتمال وجود دارد که زبان آن ها با زبان فارسی باستان متفاوت بوده باشد. در هر حال، با توجه به جایگاه گونه های زبان شناسی، محتمل ترین دیدگاه که درستی آن قابل اثبات باشد، برشمردن معنی سفال پاره برای سیلک است که همانطور که اشاره شد می توان با لفظ صحیح تر سیالگ آن را نامید.

آثار تاریخی تپه سیلک

تاریخچه تپه های سیلک کاشان

در سال 1312، ظروفی سفالی که لوله بلند داشتند در این منطقه کشف شدند و توسط عده ای سودجو در پاریس به فروش رسیدند. همین امر، موجب شد که آندره گدار که یک معمار و ایران شناس فرانسوی بود یک هیئت باستان شناسی را به سرپرستی رومان گیرشمان به این منطقه برای انجام کاوش های باستان شناسی بفرستد. آندره گدار فرانسوی در آن زمان مدیر اداره عتیقات ایران و رئیس پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود. در طی سال های 1312 تا 1317 کاوش هایی در این منطقه انجام و منجر به شناسایی تپه های شمالی و جنوبی و نیز گورستان های  A و B در محوطه تپه های سیلک شد. حاصل این پژوهش ها در دو جلد کتاب در معرفی سیلک به عنوان سکونتگاهی دائمی منتشر گردید.

باستان شناس بعدی که کاوش در محوطه باستانی تپه های سیلک را ادامه داد، دکتر صادق شهمیرزادی بود که چهار فصل به کتاب معرفی تپه های سیلک افزود. این چهار فصل، بازگو کننده مهم ترین نتایج حفاری در آن جا هستند:

  • فصل نخست این تحقیقات عبارت است از، معرفی بنایی که از دیدگاه آن باستان شناسان، زیگورات سیلک به حساب می آمد. آن ها این بخش را که زیگورات نامیده بودند از زیر خاک ها آزاد ساختند و این فصل را با نام زیگورات سیلک به عموم مردم شناساندند. مقدمه این فصل را ملک شهمیرزادی نوشته است.
  • فصل دوم این تحقیقات در تپه جنوبی سیلک کاشان انجام پذیرفت و منجر به کشف مرکز استحصال نقره در این محوطه شد. این اتفاق به لحاظ باستان شناسی، کشف بزرگی به حساب می آید چرا که در این صورت، ساکنان اولیه فلات ایران را می توان از جمله نخستین مردمانی به حساب آورد که توانایی استحصال نقره را داشته اند.
  • فصل سوم تحقیقات باستان شناسی پیرامون تپه های سیلک منجر به کشف خمره های سفالین بزرگی شد که برای ذخیره مواد غذایی مورد استفاده قرار می گرفتند. کشف این خمره ها سند دیگری برای اثبات مسکونی بودن آن منطقه بود.
  • فصل چهارم پژوهش های باستانی در محوطه تپه های سیلک، در سال 1383 انجام پذیرفت و در نتیجه آن احتمال وجود یک رود بزرگ و یا دریاچه در آن منطقه مطرح شد. علت چنین حدسیاتی آن بود که روی ظروف سفالین بزرگی که از آن منطقه به دست آمده بود نقوش ماهی نیز دیده می شد.

سیلک

دوره های تپه های سیلک کاشان

دو دوره اول سکونت در تپه های سیلک کاشان، مربوط به تپه شمالی می باشد که این دوره در حدود هشت هزار سال پیش در حدود صد سال تمام به طول انجامید. با توجه به تحقیقات انجام پذیرفته در این ناحیه، ساکنان تپه شمالی سیلک در کلبه هایی زندگی می کردند که با نی و گل ساخته شده بودند، ولی به مرور زمان، ساختن چینه را فراگرفتند  و برای ساخت منازلشان از خشت خام استفاده کردند. ولی شواهد به دست آمده از تپه شمالی علی رغم خام بودن خشت های به کار رفته در ساختمان های آن ها اثبات می کند که مردمان ساکن در آن جا ظروف سفالی شان را در کوره می پختند.

در دوره دوم، ساکنان تپه های سیلک به تپه جنوبی نقل مکان کردند و نقوش گیاهی و هندسی بر روی سفالینه ها رخ نمایاندند. مردمان این دوره کشاورزی و چوپانی را به خوبی فراگرفته بودند و می توانستند از معادن، سنگ های معدنی را استخراج نمایند. آن ها به تدریخ شیوه ذوب فلزات را نیز کشف نمودند و به ساخت زیورآلات پرداختند. آن ها بدن مردگان شان را با قشر نازکی از گل اخرا می پوشاندند و به همراه ابزار مختلف در عمق 25 سانتی متری منازل خود دفن می نمودند. اما در اواخر سکونتشان تصمیم گرفتند تا اجساد را در محلی دور از منازل و در گورستان ها به خاک بسپارند.

سکونت در تپه شمالی سیلک کاشان

باستان شناسان دوره های سکونت در تپه های سیلک کاشان را دسته بندی کرده اند. طبق آن چه که از تحقیقات به دست آمده، مردمان ساکن در حواشی کوه های کرکس کاشان و مناطق که در پیرامون آن وجود دارد، پس از آن که انسان ها از دوران کوچ نشینی و جمع آوری غذا، عبور و کشاورزی را کشف کردند و تولید را آغاز نمودند در تپه شمالی سیلک کاشان، ساکن و یکجا نشین شدند. حدود 8000 سال از یکجا نشین شدن مردم در تپه های سیلک کاشان می گذرد.

آثار به دست آمده از تپه شمالی سیلک، به دو دوره تقسیم می شوند:

دوره اول یا دوره سیلک I : دوره نخست از 7300 تا 7200 (5300 تا 5200) سال پیش، به طول انجامید. البته در همایشی که در سال 1356 در شوش برگزار شد، زمان بندی دوره سیلک I از 7300 سال پیش به 7800 سال پیش، تغییر کرد. هر کدام از لایه های تپه شمالی سیلک I، یک ویژگی منحصر به فرد دارند که در ادامه به شرح آن ها می پردازیم: آن چه که از لایه پنجم تپه شمالی سیلک مشخص می باشد استفاده گسترده ساکنان آن از ابزارهایی از جنس مس، سنگ و استخوان  است. در لایه چهارم، ظروف مختلف ساخته شدند و بر بدنه داخلی ظروف، نقوش گیاهی و هندسی ترسیم می شد.

آن چه از کاوش ها در لایه سوم به دست می آید نشانگر آن است که مردمان آن دوره از ابزارهای استخوانی، سرگرز و اشیای مسی استفاده می کردند. ابزار مسی آن دوره چکش کاری شده بودند. در لایه دوم، آثار و بقایای خانه هایی از سنگ و خشت خام که برخی از آن ها دارای چینه بوده اند، کشف شده است. کشف خانه در این لایه نشانگر آن است که مردمان آن دوره، نسب به قبل، پیشرفت تمدنی شان، سریعتر اتفاق افتاده است. علاوه بر این ها قبرهایی کشف شده که در کف خانه ها ساخته شده بودند. سفالینه هایی که از لایه به دست آمده منقوش می باشند و نقوش آن ها به رنگ سیاه است. احتمالا برای ایجاد رنگ سیاه بر روی سفالینه ها از اکسید آهن سیاه استفاده شده است.

در لایه اول، که نشانه های پیشرفت تمدن بیشتر از لایه های دیگر خودش را نشان می دهد، آثار ساخت کلبه هایی از نی با پوشش گلی کشف شده است. در تمامی لایه های تپه سیلک کاشان، سفال های دست ساز کشف شده و جنس خمیر آن ها اغلب به خاطر داشتن ناخالصی، خشن می باشد. اما فرم سفالینه ها و نقوش ترسیم شده بر روی آن ها بسیار متنوع و بدیع و در عین حال، نشان دهنده برخی از اعتقادات آئینی ساکنان تپه های سیلک کاشان است.

دوره دوم یا دوره سیلک II : دوره دوم از دوره نخست، بسیار بلند مدت تر بود و حدود هزار سال به طول انجامید. مردمان آن منطقه از 7200 تا 6200 سال پیش (5200 تا 4200 سال پیش از میلاد مسیح) در تپه شمالی سیلک زندگی کردند. تپه شمالی سیلک II دارای سه لایه است. در لایه سوم باز هم قطعات مسی چکش کاری شده و ابزارهای سنگی دیده می شود. از سوی دیگر آثار آغاز حرکت مهاجرتی ساکنان تپه های سیلک به سوی تپه جنوبی نیز خودش را نشان می دهد.

در لایه دوم، سفالینه ها ظریف تر ساخته شده اند و نقوش گیاهی جدید و تصویر حیواناتی مانند مرغابی، گوزن و خوک وحشی بر روی ظروف دیده می شود. اضافه شدن پایه به ظروف در این لایه از تپه های سیلک اتفاق افتاده است. در لایه اول این دوره، ظروف سفالی به رنگ قرمز درآمده اند که علت این امر، بیشتر شدن اکسید آهن در خاک آن منطقه می باشد و نیز زمان پخت در کوره کاهش یافته است. نقوش روی این سفالینه ها که ظرافت بیشتر و اندازه کوچکتری دارند، به رنگ سیاه می باشد. در ساخت منازل این لایه، خشت خام بیضی شکل به طور نامنظم به کار رفته و همچنان قبرها در کف منازل ساخته می شدند.

تپه شمالی سیلک

مهاجرت ساکنان تپه های سیلک کاشان به تپه جنوبی

ساکنان تپه های سیلک کاشان، پس از آن به تپه جنوبی نقل مکان کردند. دوران سکونت در تپه جنوبی نیز توسط باستان شناسان، دسته بندی شده است.

دوره سوم یا دوره سیلک III: دوره از حدود 6200 تا 5500 سال پیش (4200 تا 3500 قبل از میلاد مسیح) به طول انجامیده است. این تپه شامل هفت لایه می شود. در تمامی لایه های سیلک II برای ساخت منازل از خشت های خام بیضی شکل به طور نامنظم استفاده می شد اما در این دوره خشت ها، به شکل مستطیل درآمدند و قطعا برای ساخت آن ها از قالب استفاده شده بود، زیرا همه آن ها شکل های منظم و اندازه های یکسان دارند. اما این ساکنان همچنان مردگانشان را به همراه اشیای بسیار زیادی در زیر منازلشان دفن می کردند.

دفن اشیا همراه با مرده، نشان از اعتقاد آن مردم به زندگی پس از مرگ دارد. آن ها با به خاک سپردن اشیای مورد نیاز زندگی به همراه مرده قصد داشتند تا ملزومات زندگی پس از مرگ را برای وی فراهم آورند. از طرفی دیگر فرضیه ای وجود دارد که بر طبق آن می توان چنین حدس زد که دفن مردگان در زیر منازل ناشی از این اعتقاد بوده که روح نیاکانشان از اعضای باقی مانده خانواده مراقبت کند. سفالینه های دوره سیلک III، شکل کاملتری یافتند و رنگ آن ها از به صورت قهوه ای روشن مایل به کرمی درآمد. ناخالصی های خمیر گل نیز کمتر شد و در نتیجه سطح سفال ها صاف و صیقلی و بسیار زیباتر شده بود. زمینه آن ها به رنگ صورتی درآمد. تا پایان این زمان، همچنان سفالینه های تپه های سیلک، دست ساز بودند.

اما در لایه چهارم شواهدی وجود دارد که نشانگر اختراع چرخ سفالگری است. ایرانیان ساکن تپه سیلک بودند نخستین مردمان جهان بودند که موفق به اختراع چرخ سفالگری گردیدند. این اختراع در حدود 6000 سال پیش (4000 سال پیش از میلاد مسیح) رخ داده است. تمامی ظروف تپه های سیلک به مدد اختراع چرخ سفالگری از این پس، متقارن و بسیار خوش فرم تر ساخته شدند. چنین اختراعی در آن زمان بسیار کم سابقه بود، خصوصا آن که هنوز بسیاری از مردمان دیگر کره زمین از دوران نوسنگی عبور نکرده و به تمدن نرسیده بودند. اختراع چرخ سفالگری در آن دوران یکی از نقاط درخشان و پر افتخار تاریخ ایران به شمار می رود.

در این لایه ساکنان تپه سیلک موفق به ساخت سفالینه های جدیدی از جمله ظروف آبخوری، جام شراب های پایه دار، کوزه در دو شکل استوانه ای و شکم دار، و نیز ریتون هایی به شکل حیوانات شده بودند. منظور از ریتون، ظروفی می باشد که در یک سمت آن ها یک مجسمه حیوانی وجود دارد و در سمت دیگر آن یک جام شراب متصل شده است. هدف پیشینیان از ساخت ظروفی با شکل یا نقش حیوانات، جذب نیروی آن ها بوده است. به این صورت که زمانی که در جام متصل به آن، نوشیدنی می ریختند، این حس را دریافت می کردند که با نوشیدن محتویات موجود در آن، نیروی حیوان به آن ها انتقال می یابد. در آن دوران همچنان طبیعت و حیوانات، نیروی برتر نسبت به انسان بودند که برای غلبه و یا نجات یافتن از آن ها به نیرویی بیشتر از حد معمول نیاز بود.

یک اتفاق جالب توجه دیگر که در این لایه اتفاق افتاده است، اضافه شدن تصویر انسان به نقوش سفالینه های تپه های سیلک می باشد. از سویی دیگر، تا پیش از آن، نقوش ترسیم شده به صورت طبیعی و ناتورالیستی خلق می شدند، اما در این لایه، نقوش شکلی انتزاعی می یابند و اشکال هندسی نیز به آن ها اضافه می شود. ساکنان تپه های سیلک کاشان در این دوره، در ترسیم و بزرگتر نشان دادن شاخ حیوانات به شدت اغراق می کردند. علاوه بر این ذوب فلز را کشف کرده بودند، و به همین خاطر شاهد پیشرفت چشمگیر فلزکاری در این دوران هستیم. آن ها با استفاده از مس، ابزارهایی مانند چاقو و خنجر را می ساختند.

دوره چهارم یاد دوره سیلک IV: این دوره در خصوص زندگی ساکنان آن محوطه در طول 5000 تا 3500 سال پیش (3000 تا 1500 سال قبل از میلاد مسیح) است. در دوره گذار از سیلک III به سیلک IV قشر عظیمی از خاکستر مشاهده می شود که احتمال می رود ناشی از آتش سوزی باشد. در تپه های سیلک، خانه های متعلق به پایان دوره سوم، متروک شد و طبقه ضخیمی از خاکستر که روی آن ها را پوشانده نشان می دهد که این خانه ها طعمه آتش شده بودند. در آغاز دوره IV سیلک اقوامی از ناحیه جنوب غربی ایران به سوی تپه جنوبی سیلک مهاجرت نمودند. در این دوره زندگی مردمان در تپه سیلک، مردگان همچنان در کف اتاق های منازل دفن می شدند. اشیای مختلف و زیورآلات نیز همراه با مرده دفن می شدند.

ساکنان تپه های سیلک کودکانی که فوت می شدند را درون خمره می گذاشتند و مردگان را به حالت جنین در قبر مدفون می ساختند. آن ها از خاکستر باقی مانده از آتش سوزی خانه های قبلی برای ساخت خانه های جدیدشان استفاده نمودند. اگر چه خانه های این دوره نسبت به دوره های قبل با دقت بیشتری ساخته شده بودند اما درهای این منازل به طرز عجیبی کوتاه و کوچک بودند. در بخش داخلی خانه های اقوام ساکن تپه های سیلک، اجاق گازی قرار داشت که دارای دو قسمت بود، یکی از قسمت ها برای پختن غذا به کار می رفت و قسمت دوم شامل یک تنور برای پخت نان بود. همواره در یک سوی اجاق گازها یک خمره کوچک آب وجود داشت. در آشپزخانه های تپه های سیلک کاشان در این دوره، ظروف و لوازم مختصری که از گل ساخته شده بودند، مشاهده می شود.

آن ها از چینه های کوچک سنگی برای نگهداری اشیا و آذوقه استفاده می کردند. زمانی که یکی از بستگان آن خانه دارفانی را وداع می گفت، جسد آن را عمق 25 سانتی متری زمین دفن می کردند. ظروف سفالین معمولا برای نگهداری عطرهایی که خودشان می ساختند به کار می فت. آن ها بشقاب های سنگی داشتند که دور آن ها را با سنگ می تراشیدند. آن ها لوازم آرایشی نیز داشتند و از صفحه های مسی صیقل داده شده و محدب به عنوان آینه استفاده می کردند. آن ها جواهرات شان را با قیر و لاجورد مرصع کاری می نمودند. استفاده از صدف در ساخت جواهرآلات آن دوره احتمال وجود دریاچه در آن منطقه را قوی تر می کند.

از آن جایی که یافته های به دست آمده متعلق به این دوره از تپه های سیلک، همزمان با عیلامیان بوده، کتیبه هایی با خط و زبان عیلامی از آن به دست آمده که متاسفانه هنوز خوانده نشده اند، اما در هر حال، نشان از آن دارند که در این دوران، خط و زبان عیلامی در منطقه سیلک کاشان رواج داشته است و احتمال می رود این منطقه تا حدودی تحت تاثیر عیلامیان قرار گرفته باشد و تغییراتی در زبان و گفتار آن ها بوجود آمده باشد و احتمالا برخی از ساکنان آن جا نوشتن را یاد گرفته بوده باشند. ممکن است روزی کاوش های جدیدی صورت بگیرد و اسنادی به دست بیاید که اطلاعات جدیدی به باستان شناسان در خصوص زبان این مردمان بدهد.

البته ناگفته نماند که هیچ خط و نوشته و یا کتیبه ای که مختص ساکنان تپه های سیلک باشد از این منطقه به دست نیامده و این موضوع نشانگر آن است که مردمان آن جا، در طول شش هزار سال سکونت در این تپه، هیچ گاه خطی مختص به خود را ابداع نکرده اند و به همین خاطر هیچ اطلاعی در خصوص زبان گفتاری آن ها در دست نمی باشد. تا زمانی که کتیبه های عیلامی به دست آمده از تپه های سیلک بازخوانی نشوند، بسیاری از اطلاعات مربوط به زندگی آن ها ناشناخته باقی خواهد ماند. در چند سال اخیر به همت پروفسور ووتر هنکلمن و نیز استاد مجید ارفعی تلاش های قابل توجهی در خصوص بازخوانی خط و زبان عیلامی صورت پذیرفته است.

مهرهای به دست آمده از این لایه نیز با مهرهای پیشین تا حدودی متفاوتند، زیرا مهرهای استوانه ای جایگزین مهرهای مسطح گردیده اند. زیورآلات نقره و طلایی که مزین به نگین های لاجورد شده اند نیز از جمله اشیای جدید می باشند که در این لایه کشف شده اند. یک آویز نقره ای مرصع به لاجورد و نیز گوشواره طلایی لاجورد نشان از جمله شاخص ترین زیورآلات این دوره هستند. دستبند و بازوبند نقره و اشیایی از جنس استخوان نیز از جمله موارد هستند که توجه باستان شناسان را به خود جلب نمودند. عصر آهن که با تغییرات جدی در خصوص نشانه های تمدنی و نیز فرهنگ و سبک زندگی مردم همراه بود در اواخر این دوران آغاز می شود و تاثیر آن را به شدت در آثار برجای مانده در تپه های سیلک می تواند دید.

گروه کاوش گر استاد ملک شهمیرزادی، یک بنای مرتفع در قسمت تپه جنوبی سیلک از زیر خاک درآورد که تا پیش از آن به خاطر گفته های رومان گیرشمان، به عنوان یک سازه خشتی کوچک شناخته می شدند. در طول آواربرداری های مربوط به این کاوش، که در سال 1380 انجام پذیرفت، مشخص شد که این بنای سکومانند، دارای دست کم سه طبقه مربعی شکل بوده و در چهار جهتش دو برجک مخروطی شکل وجود داشته است. این برجک ها در سطح اولین سکو بوده اند. با توجه به ساخت وسازها و ورودی هایی که در زاویه شرقی این بنا وجود دارد می توان چنین حدس زد که هدف از ساخت آن برپایی محلی برای نیایش خورشید بوده و پیش از تخریب، فرمی زیگوراتی شکل داشته است.

قدمت این زیگورات به حدود 5000 سال قبل (3000 سال پیش از میلاد مسیح) باز می گردد. البته برخی از باستان شناسان معتبر با وجود این کشفیات در مورد زیگورات بودن این سازه تردید دارند. به هر حال این بنا هر ماهیتی که داشته بوده، نشان از پیشرفت تکنیک های ساختمان سازی در تپه های سیلک دارد که از این نظر به شدت حائز اهمیت است. از سویی دیگر ممکن است در آینده با بازخوانی کتیبه ها و نیز کاوش های جدید، اطلاعات بیشتری از آن به دست بیاید که اسرار جدیدی را در خصوص این محوطه باستانی افشا کند. برخی از باستان شناسان بنا به دلایلی با نامیده این سازه با عنوان زیگورات سیلک مخالفند و از نظر آن ها این بنا، ویژگی های لازم را برای زیگورات دانسته شدن ندارد.

دوره پنجم یا دوره سیلکV  و دوره ششم یا دوره سیلک VI: این دوره، مرتبط با زندگی مردمان در این منطقه از 3500 تا 3000 سال پیش (1500 تا 1000 سال قبل از میلاد مسیح) می باشد.  دوره های سیلک V و سیلک IV را با عنوان عصر آهن دو و سه نیز می شناسند. گورستان A که پیشتر به آن اشاره کرده بودیم در دوران سیلک V و گورستان B در دوران سیلک IV مورد استفاده قرار می گرفت. در این دو دوره برای نخستین بار در تاریخ تپه های سیلک، مردگان را در خارج از منازل به خاک سپردند.

اقوام ساکن در تپه های سیلک، از همان آغاز سکونت در این محل، یکجانشینی و زندگی روستایی را آغاز کردند. آن ها کشاورزی را فراگرفته بودن و به تدریج ابزارهای مختص کشاورزی را ابداع کردند و مسیر تکامل را پیمودند. آن ها موفق به ساخت کوره های سفالگری شدند و پس از گذشت چند صد سال، چرخ سفالگری را نیز اختراع کردند. نقوشی که آن ها بر روی سفالینه های شان، ترسیم می کردند، در ابتدا نقوش هندسی و گیاهی بود ولی به مرور زمان نقوش حیوانی و انسانی را نیز به آن ها افزودند. سبک نقاشی ساکنان تپه های سیلک در آغاز ناتورالیستی (طبیعت گرا) بود ولی به مرور این نقوش، حالت انتزاعی پیدا کردند. از جمله عناصری که به نقوش، حالت انتزاعی می داد می توان به بی تناسبی شاخ حیوانات با بدنشان و یا ترسیم هر حیوان با چند خط اشاره کرد.

این اقوام به مرور زمان با سایر مناطق ایران وارد تعاملات اجتماعی و اقتصادی شدند و ذوب فلزات و استخراج سنگ های معدنی را فراگرفتند. از روی فرم و اشکال برخی از ظروف به دست آمده از تپه های سیلک می توان به ماهیت آئینی برخی از آنان پی برد. آثار به دست آمده از تپه های سیلک کاشان شباهت بسیار زیادی با آثار به دست آمده از چشمه علی ری، خوروین قزوین، تپه حسنلوی آذربایجان دارد که همه آن ها به طرز جالبی متاثر از آثار شوش و عیلام هستند. البته برخی از این آثار قابل قیاس با آثاری خارج از مرزهای ایران نیز می باشند. از جمله این موارد می توان به بین النهرین و ترکستان اشاره کرد. این شباهت جالب بین نقوش و فرم ظروف به دست آمده از مناطق مختلف نشانگر، وحدت فکری و حسی موجود بین اقوام مختلف است.

تپه جنوبی سیلک

مقدمه ای بر آغاز گلاب گیری در کاشان

ظروف لوله داری که که به شکل قوری ساخته می شدند، بدون هیچ رسوبی و به صورت کاملا تمیز از تپه های سیلک به دست آمده اند و بر روی آن ها نقوش رزم، ترسیم شده است. احتمالا این ظروف با گلاب و عرقیات معطر پر می شدند و محتویات آن ها در مراسم سوگواری و خاکسپاری بر روی جسد جنگاوران ریخته می شد. با توجه به کاربرد این ظروف می توان آغاز گلاب گیری در کاشان را مربوط به چند هزار سال پیش دانست. با توجه به آن که شواهد موجود، نشان دهنده وجود احتمالی یک رودخانه بزرگ و یا دریاچه در آن منطقه می باشد، می توان چنین حدس زد که در آن زمان, خاک آن منطقه بسیار حاصلخیز بوده و گل های زیبا و متنوعی در اطراف تپه های سیلک می روییده که از آن ها برای گلاب گیری استفاده می شده است.

نقوش تزئیناتی سفالینه های تپه های سیلک کاشان

یکی از کشورهای جهان که با استفاده از سفالینه های باستانی آن می توان سیر تحول هنر و تکنیک سفالگری را بررسی کرد، ایران می باشد. به جرات می توان گفت گستردگی بازه زمانی سفالگری در ایران در تمامی جهان بی نظیر است. با بررسی نقوش روی سفالینه های موجود در آثار به دست آمده از نقاط مختلف ایران و به خصوص تپه های سیلک می توان به مسائل مختلفی درباره تاریخ بشر از جمله، اعتقادات، آیین ها، اکتشافات مختلف و … پی برد. هر سفالینه در نوع خودش یک کتاب به شمار می آید که اطلاعات بسیار جالبی را در خصوص مسائل مختلف زندگی بشر در هر دوره ای در اختیار باستان شناسان و علاقمندان قرار می دهد.

اکثر سفالینه های ایرانی به دست آمده از دوران پیش از اختراع خط، از تپه های باستانی پراکنده در نقاط گوناگون خاک ایران کشف شده اند. هر چند چندین دهه از نخستین حفاری های مرتبط با این موضوع در ایران می گذرد اما هنوز در راه رسیدن به اطلاعات صحیح و جامع در خصوص آن ها راه زیادی باقی است. زیرا هنوز برخی از مشکلات تخصصی در این زمینه رفع نشده اند. در رابطه با تپه های سیلک نیز همین مشکل وجود دارد و باید همچنان منتظر رفع مشکلات ماند تا اطلاعات کاملتر و جامعتری از نخستین سکونت گاه ایرانیان یکجانشین به دست بیاید.

در ادامه این مقاله اطلاعاتی در خصوص تپه های سیلک را در اختیار شما قرار خواهیم داد که نتیجه آخرین کاوش ها و حفاری های باستان شناسی هستند و به همین دلیل دانش معتبری در خصوص تپه های سیلک کاشان در اختیار شما قرار خواهیم داد. معمولا هنگام بررسی نقوش آثار باستانی، به وجه تاریخی آن ها و تطابق دادن و مقایسه آن ها با آثار سایر مناطق، توجه ویژه ای می شود. در پژوهش هایی هم که در خصوص سفالینه های منقوش تپه های سیلک صورت گرفته است نیز از همین قانون، تبعیت شده است.

سفالینه های سیلک

نقوش حیوانی سفالینه های تپه های سیلک کاشان

با بررسی نقوش حیوانی ترسیم شده بر روی آثار به دست آمده از تپه های سیلک کاشان می توان چنین نتیجه گرفت که چهار دسته از حیوانات در آن دوران در آن منطقه می زیسته اند. دسته اول دسته گوسفندسانان بوده که شامل حیواناتی از جمله گوسفندهای اهلی و حشی، گراز، بزهای کوهی و بزهای بیابانی می شده است. دسته دوم، شامل حیوانات اسب سان از جمله گورخر و اسب می شده است. دسته سوم شامل گوشت خوارانی از جمله سگ سانان و گربه سانان و کفتار ها می باشد. ناگفته نماند که بر طبق نقوش، پلنگ و یوز نیز در آن دوران در آن منطقه به وفور یافت می گردیده است. دسته چهارم حیوانات منقوش بر روی ظروف به دست آمده از تپه های سیلک، خزندگانی و پرندگان را شامل می شد.

لاک پشت ها نیز از جمله حیواناتی بودند که در نقوش سفالینه های دیده می شوند و وجودشان دلیل دیگری برای اثبات وجود دریاچه و یا رودخانه ای بزرگ در آن منطقه است. با توجه به یافته های جدید باستان شناسی در محوطه باستانی تپه های سیلک کاشان، به وضوح می توان دریافت که منبع الهام نقوش حیوانی در ظروف آن ها، حیواناتی بوده اند که در حوالی آن منطقه می زیسته و به شکل ناتورالیستی (طبیعی) ترسیم می شده اند ولی به مرور زمان و به خاطر برقرار ارتباط ساکنان این محوطه با سایر اقوام در مناطق دیگر، نقوش حیوانات، شکلی انتزاعی و اساطیری پیدا کردند. زمانی که حیوانات در هنرهای اقوام پیش از تاریخ، حالتی انتزاعی می یابند، نشان از تغییر در اعتقاداتشان نسبت به حیوانات دارد. احتمالا حیوانات برایشان در آن دوران مقدس و موجود برتر بوده اند.

هنرمندان دوران گذشته با استفاده از نقوش مختلف، قصد داشتند که تمایلات خود و نیز وضعیت زندگی و محیط پیرامون و اعتقاداتشان ر ابا استفاده از نقوش و نمادها نمایش دهند. در میان نقوش تپه های سیلک، نمادهایی به چشم می خورند که مقدس و اساطیری به نظر می آیند. این به آن معنا است که انسان آن دوره، برای دریافت حمایت خدایان و طبیعت، نقوش خاصی را خلق می کرده است. از آن جایی که طبیعت هنوز هم چهره خشنی از خود نشان می داد و انسان، قدرت کافی برای غلبه به آن را پیدا نکرده بود، انسان های ساکن در تپه های سیلک با پناه بردن به خدایان ذهنی اش، ترسش را از نیروهای اهریمنی اطرافش، تسکین می داد.

سفالینه های سیلک

نقوش گیاهی بر سفالینه های تپه های سیلک

در دید انسان های اولیه و متمدن که موفق به کشف کشاورزی شده بودند، گیاه، نماد باروری، برکت، زایش و ادامه زندگی بود. این انسان ها تلاش می کردند تا با نقش و ترسیم گیاهان، برکت زندگی خود را افزایش دهند. ساکنان تپه های سیلک کاشان، گیاه را به عنوان غذای در دسترس خود و نماد نظم کیهانی و آمیزش زمین و آسمان می دانستند و به همین خاطر، گیاهان در نزد آن ها بسیار محبوب و مقدس بودند. زمانی که انسان ها موفق به برداشت محصولات می شدند خود را بخش از اعمال کیهانی می دانستند و به همین خاطر جایگاهی خاص و ویژه برای این عمل (کشاورزی) قائل بودند.

یکی از مهم و پرتکرارترین نقوش بر روی ظروف به دست آمده از تپه های سیلک، نقش درخت زندگی است که معمولا در کنار این درخت، یک بز نیز به تصویر کشیده می شد. بز نر و درخت زندگی هر دو نماد زایندگی و باروری بوده اند. زندگی در دوران ابتدایی تمدن بشر، با مرگ و میرهای فراوانی همراه بوده و به همین خاطر جمعیت به سختی افزایش می یافته است. به همین خاطر تولد و ادامه یافتن زندگی ارمغان بزرگ و مهمی به حساب می آمده که برای به دست آوردن آن باید تلاش بسیار زیادی نمود. از همین رو، مردمان آن دوره همواره برای حفظ بقا و ادامه یافتن نسل شان در تلاش بودند و به همین خاطر از خدایانی کمک می گرفتند که به آن ها برای باروری و ادامه زندگی، کمک کنند. آن ها با استفاده از نقوش گیاهی درخواست خود را با خدایانشان مطرح می کردند.

نقوش انسانی بر روی سفالینه های تپه های سیلک

در اواخر دوران زندگی شش هزار ساله انسان ها در تپه های سیلک و پس از آغاز تعاملات مردم این ناحیه با اقوام دیگر در نقاط دیگر ایران، نقوش انسانی نیز بر روی سفالینه های این منطقه اضافه شد. نقوش انسان بر روی ظروف به دست آمده از تپه های سیلک، معمولا استایلی یکسان دارند. اکثر آن ها بسیار بلند قد و دارای کمر باریک و شانه های کشیده و فاقد جنسیت مشخص می باشند. روی برخی از ظروف، انسان ها دست یکدیگر را گرفته و در حال رقص هستند. مشابه رقص دسته جمعی آن هم در حالت دست در دست هنوز هم بین اقوام لر، کرد و بختیاری رواج دارد. گاهی در بین انسان ها نقش پرنده و گیاه نیز به چشم می خورد که احتمالا این تصاویر اشاره به جشن برداشت محصولات دارند.

در این نقوش، زنان به عنوان الهه های باروری و زایش ترسیم می شدند. گاهی مردان نیز در میان نقوش دیده می شدند که معمولا یا در حالت رقص بودند و یا ماسکی از حیوانات بر صورتشان قرار داده بودند و به مشغول شادی پس از برداشت محصول بوده اند. احتمالا زدن ماسکی از حیوانات بر صورت و رقصیدن با آن، بخشی از مراسم آئینی غلبه بر قدرت حیوانات اهریمنی بوده که به آن ها حمله و زندگی را برای آن ها سخت می کردند. آن ها با اجرای چنین مراسمی تلاش می کردند تا نیروی آن حیوانات به درونشان حلول نماید و قدرتشان برای غلبه بر خشم طبیعت بیشتر شود و زندگی شان راحت تر ادامه یابد.

نقوش آسمانی و کیهانی بر سفالینه های تپه های سیلک کاشان

این ساکنان اولیه فلات ایران که در تپه های سیلک کاشان، سکنی گزیده بودند از آتش و خورشید، پاسداری می نمودند. آتش برای آن ها نماد هدیه ای بود که توسط رعد و برق ارزانی گردیده و آن ها از تاریکی، آلودگی و حمله حیوانات وحشی نجات می دهد. احترام به آتش در نزد ایرانیان از چندین هزار سال پیش وجود داشته است. خورشید نیز یکی دیگر از مظاهر برکت بخشی به گیاهان و زندگی انسان ها بود که به آن ها گرما و نور را نیز هدیه می کرد. به همین خاطر، خورشید نیز به عنوان یکی از نقوش مقدس بر روی ظروف تپه های سیلک کاشان ترسیم می شده است و از سوی مردم مورد احترام و عبادت قرار می گرفته است.

یکی از مهم ترین عناصر در زندگی مردمان در جوامع دیرینه سنگی، خورشید می باشد. در تپه های سیلک، خورشید سمبل نیروی حیات و تغییر فصول و بازگشت بهار است. ماه نیز به عنوان همسر خورشید شناخته می شده و در برخی از موارد جایگاهی والاتر از آن می یافته و حتی مورد پرستش نیز قرار می گرفته است. . نقش ماه در سفالینه های تپه های سیلک معمولا به صورت یک قوس بر سر حیوانات مختلف از جمله بز، ترسیم می شده است و با تصویر کردن آن قصد داشتند تا به به مفهوم تغییرات زمان که در آن زمان تحت تاثیر ماه، دانسته می شد، اشاره نمایند. البته با توجه به برخی دیگر از نقوش موجود که دارای شکل ماه بر روی کلاه افراد مختلف بودند می توان به باور آن ها به اینکه ماه دارای نیروی خدایی زندگی و حیات است، پی برد.

از جمله مهم ترین حیواناتی که از شاخ آن ها برای تمثیل ماه در نقوش تپه های سیلک استفاده می شده، می توان به بز کوهی، گوزن و خرگوش اشاره کرد. معمولا بزها با شاخ هایی که به طور اغراق آمیزی بزرگ بودند و دارای شکلی شبیه قوس ماه بودند، ترسیم می گردیدند. همانطور که گفته شد شاخ قوچ نماد باروری و حاصلخیزی بوده و مردمان آن دوره یکی از عوامل موثر بر حاصلخیزی را ماه می دانسته اند. البته برخی از نقوش دیگر که از سفالینه های تپه های سیلک کاشان به دست آمده اند و از آن ها با عنوان نقش ماه، تعبیر شده می توان به انسان هایی با مژه های بلند، چشم طاووس، عقرب هایی با دم هلالی، چشم گاو، گوزن با شاخ های هلالی و مارهای شاخ دار اشاره کرد.

سفالینه های سیلک

نقوش اسطوری ای از الهه های آن زمان (توتم ها)

از هفت هزار تا سه هزار سال پیش دوران مادرسالاری بوده و انسان ها الهه های مادر و مونث را مورد پرستش قرار می داده اند. در حقیقت دوران مرد سالاری از زمان آغاز تمدن های بین النهرین و تبدیل الهه ایشتار از الهه باروری به خدای جنگ، صورت پذیرفته است. در تپه های سیلک، مظاهر پر تعدادی که اثبات می کند که در آنجا خدایان مونث و الهه های باروری مورد پرستش قرار می گرفته اند وجود دارد. اساسا وجود پیکره ها، تندیس ها ونقوش الهه های مادر در تمامی نقاط جهان، نشان دهنده تفکر غالب در جوامع مادر سالار می باشد. این الهه های باروری معمولا دارای شکم و اندام جنسی بسیار برجسته هستند تا بر وجوه باروری و زایایی تاکید بیشتری نمایند.

اما الهه های باروری به دست آمده از تپه های سیلک، چند تفاوت عمده با سایر تندیس های باروری دارد که در سراسر جهان پیدا شده اند. در پیکره های به دست آمده از تپه های سیلک، برجستگی اغراق آمیز در اندام های زنانه وجود ندارد و بدن این تندیس ها دارای شکلی طبیعی با اندازه های استاندارد و معقول می باشد. حتی شکم آن ها نسبتا صاف است. ولی یک وجه شباهت الهه های باروری تپه های سیلک با سایر نقاط جهان، برهنه بودن آن ها است. از جمله الهه های باروری مشهور در جهان می توان به ونوس ویلندورف که در اتریش یافت شده اشاره کرد.

الهه مادر ایرانیان که در تپه های سیلک پیدا شده، را با نام “نانا” می شناسند. برخی این احتمال را می دهند که این الهه نامش برگرفته از نام ایزدبانوی اینانا که در بین النهرین کشف شده گرفته باشد که با توجه به این برخی از اسناد، می توان ثابت کند که نانای ایرانی از اینانای بین النهرین قدیمی تر بوده این فرضیه را نیز باید رد شده دانست. پیکره های ایزدبانوی به دست آمده از تپه های سیلک، جنبه نمادین و اندازه بسیار کوچکی دارند و اغلب به شکل طلسم و یا آویز زینتی مورد استفاده قرار می گرفته اند.

برخی از باستان شناسان نام بت های به دست آمده از دوران گذشته را “توتم” نامیده اند. توتم ها نمادهای مقدس هر قبیله به حساب می آمدند که تمثال آن ها به صورت تندیس هایی کوچک ساخته می شد و مورد تقدیس و پرستش قرار می گرفتند. در تپه های سیلک کاشان، توتم های مختلفی وجود داشت که علاوه بر ایزدبانوهای باروری می توان به سگ اشاره کرد. در آن زمان هنوز انسان ها موفق به رام کردن سگ ها نشده بودند و از آن می ترسیدند و این حیوان را نمادی از قدرت که توانایی از بین بردن گرگ های وحشی را دارد می دانستند. به همین خاطر تمثال های کوچکی از سگ را برخی از قبایل ساکن در تپه های سیلک کاشان می ساخته اند.

نقش اسب تک شاخ (یونیکورن) و اسب و انسان بالدار بر سفالینه های تپه های سیلک

در نقوش به دست آمده از تپه های سیلک، اسب بالدار و اسب شاخدار به وفور دیده می شود. هر کدام از این نقوش چه در زمانی که به صورت تکی ترسیم می شدند و چه در زمانی که در کنار نقوش دیگر به تصویر در می آمدند، جنبه ای نمادین داشتند و از آن ها برای طلب خواسته هایشان استفاده می کردند. علی رغم آن که عموم مردم جهان، اسب تک شاخ را به عنوان موجودی افسانه ای که در اساطیر غربی ساخته و پرداخته شده به حساب می آورند، نقوش به دست آمده از تپه های سیلک ثابت می کنند که بسیار پیشتر از آن که در دنیای غرب، اسب های تک شاخ راه به اساطیر پیدا کنند، این موجودات در اسطوره های ایران باستان و دوران ماقبل تاریخ، خلق شده اند.

نقش نمادین زمین بر روی سفالینه های تپه های سیلک

تمثیل زمین در نقوش باستانی ایران، نماد زن و مادر هستی بوده و برای نشان دادن ایزدبانوی برکت بخشی به گیاهان و انسان ها و حیوانات از آن استفاده می نمودند. آن ها زمین را به عنوانی مادری می شناختند که گله های حیوانات سودمند را یاری می داده و درمان کننده دردها و بیماری های انسان است. زمین، دختر ایزدبانوی آسمان بود و چراگاه ها ومراتع آن ها را سرسبز می نمود و موجب رویش غذاهای گیاهی می شد. احترام به آتش و زمین به دوران پس از تاریخ نیز وارد شد و از نظر برخی از زرتشتیان، آتش پسر اهورامزدا و زمین دختر اهورا مزدا بود و باید در حفظ و نگهداری آن ها به شدت کوشید.

در نقوش سفالینه های به دست آمده از تپه های سیلک کاشان، زمین نیز با همین معانی شناخته می شود و به عنوان نقشی مقدس بر روی سفالینه های آنان ترسیم می شد. آن ها زمین را به صورت سطحی شطرنجی می کشیدند به صورت مربع یا مستطیل می کشیدند و دور آن را با حاشیه ای هاشوری، محاط می نمودند. این سطوح شطرنجی نماد زمین های زراعی بودند. از آن جایی که در اواخر دوران نوسنگی، مردم موفق به کشف روش کشاورزی شده بودند و منابع غذایی انسان ها دیگر به طور مطلق از طریق شکار و گردآوری تامین نمی شد و مردمان توانسته بودند نقشی تولید کننده را در چرخه طبیعت پیدا کنند، نقوشی که بر جنبه زراعتی و کشاورزی زندگی بشر تاکید کند، در نزد اهالی تپه های سیلک کاشان دارای اهمیت بسیار زیادی بودند.

نقوش سفالینه های سیلک

نقش رود، کوه و ستاره بر ظروف تپه های سیلک کاشان

نقوش کوه ها در آثار باستانی به دست آمده از تپه های سیلک کاشان، به صورت زیگزاگ و کنگره دار، ترسیم می شدند آن ها کوه ها را به نحوی ترسیم می کردند که چشمه ها از آن ها جاری می شدند. این نقوش، در حقیقت یک واسطه نمادین بودند برای تقرب یافتن به درگاه خدایانشان تا از این طریق، خدایان خاک های آن ها را بارور کنند و باعث انبوه شدن خرمن هایشان بشوند. در تفکر ساکنان اولیه فلات ایران، کوه را به عنوان مکانی می شناختند که نیروهای حیاتی در آن تجمع یافته اند و موجب جاری شدن رودها و باروری ابرهای می شوند. به همین خاطر، کوه را باید یکی از مقدس ترین نقوش و عناصر در سیلک دانست.  مردمان آن دوره همواره به کوه ها احترام می گذاشتند و آن ها را عامل اصلی رشد و نمو گیاهان مفید و سودمند می دانستند.

حتی زمانی که باران به اندازه کافی نمی بارید، از کوه ها می شد به عنوان محلی که در آن ها آب ذخیره شده است استفاده نمود. کوه ها با استفاده از جویبارهایی که از آن ها جاری می شود روح زندگی و حیات را جاری می ساختند. مثلث هایی که به عنوان کوه بر روی سفال های تپه های سیلک، ترسیم می شدند با استفاده از خطوط هاشوری و یا شطرنجی به تصویر درمی آمدند. آن ها زیر مثلث کوه ها خطوط موجدار عمودی را به نشانه رودهایی که از کوه ها جاری می شوند، می کشیدند. مثلث های سرپایینی که درونشان، نقوش چهار پر وجود داشت، به نشانه دره های میان کوه ها با استفاده از خطوط نقطه دار ترسیم می شدند. احتمالا منظور از این نقطه، ستارگانی بودند که از میان دره ها دیده می شدند. احتمالا منظور از اشکال درشت چهار پر که در میان کوه ها نقش می شدند، ماه و خورشید بوده است.

نقش آب بر سفال های تپه های سیلک کاشان

آب نماد زندگی و مرگ و رستاخیز پس از مرگ می باشد. ساکنان اولیه فلات ایران، رود را نماد رستاخیز پس از مرگ و زندگی دوباره می دانستند و از دریا به عنوان نماد منبع و ریشه زندگی یاد می کردند. آن ها با ترسیم رودخانه بر روی ظروف، مراحل چرخه حیات و نشان ابدیت و حلول قدرت خدایان در زمین را نشان می دادند. دریا نیز به معنای نمادین ابدیت و جاودانگی به تصویر در می آمد. ساکنان تپه های سیلک کاشان، دریا را با استفاده از خطوط مواجی که ابتدا و انتهایشان نا مشخص و بی پایان به نظر می آمد ترسیم می کردند و رودخانه را به شکل خطوطی مواج که از مثلث کوه ها جاری می شوند، به تصویر در می آوردند. به این صورت که مثلث کوه ها در بالا قرار می گرفت و در ادامه، رودها به خط پایینی مثلث متصل می شدند و تا پایین ادامه می یافتند و برای آن ها هیچ نقطه انتهایی تصویر نمی شد تا از این طریق بر جاودانگی آب و حیات اشاره کرده باشند.

نقش چلیپا و آتش بر آثار تپه های سیلک کاشان

انسان های ساکن این نقطه باستانی از ایران، در ابتدا از طریق رعد و برق موفق به کشف آتش شدند. آتش در نظر آن ها در ابتدا عنصری بسیار عجیب و ترسناک می آمد. پس از دیدن نخستین آتش که توسط صاعقه و رعد و برق بوجود آمده بود مدت زیادی طول کشید تا این ساکنان با کمک مالش دو چوب بر روی هم، بتوانند آتش تولید کنند و از گرما و روشنی آن بهره ببرند. پیچیده بودن ساختار ظاهری آتش، در کنار فواید و البته خطرات آن باعث شده بود این عنصر از دیدگاه آن ها به شدت مقدس بیاید و خود را موظف به پاسداری از آن بدانند. آن ها نقش آتش را به صورت خطوط به اضافه که امروزه آن را با نام چلیپا می شناسند، ترسیم می کردند و آن را نشانه نجات یافتن از ظلمت و نجات بخشی می دانستند. عموم مردم به خاطر بی اطلاعی از قدمت آن، متاسفانه این علامت را نشانه هیلتر می دانند.

نقش خورشید و سواستیکا (گردونه مهر) بر آثار تپه های سیلک کاشان

یکی از مهم ترین نقش متعلق به تمدن های ایران، که در برخی از نقاط دیگر از جمله هند نیز دیده می شود ولی قدمتی بسیار طولانی تر از هر نقطه ای دیگر در ایران دارد، نقش سواستیکا و یا گردونه مهر است که متاسفانه امروزه از سوی عموم مردم جهان به عنوان صلیب شکسته ای شناخته می شود که هیتلر در جنگ های نژادپرستانه اش مورد استفاده قرار داده است. این نقش به دلیل جایگاه خاص هویتی و فرهنگی در بین ایرانیان از هفت هزار سال پیش تا پایان دوران قاجار در تمامی هنرهای ایرانی و حتی پلان مساجد به کار گرفته شده است. حتی در برخی از جاها انتهای کلمه حضرت علی که به صورت چهارگانه نوشته می شده به صورت نقش سواستیکا درآمده است.

این نقش نخستین بار بر روی ظروف سفالی تپه های سیلک کاشان دیده و پس از آن در سایر نقاط ایران در تمامی هنرها به عنوان نشانی مقدس به کار گرفته شده است. برخی از مردم و کارشناسان نقش سواستیکا را با نام گردونه مهر می شناسند، و آن را نشان چهار عنصر حیاتی زندگی بشر یعنی آب، باد، خاک و آتش می دانند. برخی دیگر نیز آن را نشانه خورشید می دانند و نام خورشید آریایی را بر آن می نهند. اما به غیر از سواستیکا و یا گردونه مهر، نقش خورشید به صورت های دیگری بر ظروف به دست آمده از تپه های سیلک کاشان، نقش شده است. در ادامه سه نقش دیگر که در هنر ساکنان سیلک به عنوان نماد خورشید به کار می رفته را برایتان معرفی خواهیم کرد. ساکنان تپه های سیلک کاشان، گاهی خورشید را به صورت دایره ای که نقوش شطرنجی در میان آن جای دارند تصویر می کردند.

در این تصویر دو خط مدور دور نقوش شطرنجی را گرفته بودند و شعاع های خورشید به صورت خطوط ساده به دور آن کشیده اند. گاهی نیز خورشید را به صورت یک دایره تو پر با دو دور خطوط مدور که پرتوهای آن به صورت خطوط ساده می باشند به تصویر درآورده اند. انتهای این خطوط ساده که به عنوان شعاع های خورشید کشیده شده اند، به یک نقطه مشکی می رسد. برخی از مواقع نیز خورشید در میان نقوش سفالینه های سیلک، به صورت دایره ای ترسیم شده است که یک به اضافه درون آن است و چند نیم بیضی به خط محیطی آن چسبیده است. در هر حال به خاطر اهمیت خورشید این مردمان، برای تصویر آن از شکل ها و ترکیب بندی های متفاوتی استفاده می کردند که همانطور که اشاره شد مهم ترین آن ها گرودنه مهر یا سواستیکا بود که به مدت چند هزار سال، جایگاه و اهمیت خود را حفظ کرد.

آجرهای منقوش تپه های سیلک کاشان

زمانی که در سال 1381 تپه های سیلک کاشان، مجددا مورد واکاوی قرار گرفتند، مقادیری آجر منقوش در حوالی زیگورات و یا سازه بزرگ این محوطه، کشف شد. البته پیش از آن نیز، رومان گیرشمان، نیز تعدادی از این آجرهای منقوش را یافته و نام آجرنما را بر آن ها نهاده بود. از این آجرهای منقوش و مهردار به عنوان سندی برای تاریخ گذاری کردن زیگورات سیلک استفاده نموده اند. تاریخ اکثر این آجرها به دوران پیش از عیلامیان باز می گردد. بنابر گفته برخی از کارشناسان نقوش روی این آجرهای قالب گیری شده با استفاده از اثر مهرهای استوانه ای نسبتا بزرگ ایجاد شده است. به این صورت که پیش از خشک و پخته شدن آجرها نقوش را بر روی آن ها از طریق مهر، می فشردند تا نقش بر روی آن ها بیفتد. البته برخی دیگر بر این عقیده اند که نقوش با صورت وردنه ای بر روی آجرها غلتانده می شده است.

نقش مایه های آجرهای زیگورات سیلک، کاملا مشابه همان نقش مایه هایی است که در گورستان B تپه های سیلک می بینیم. به طور خلاصه موتیف های موجود بر آجرهای به دست آمده از این محوطه باستانی را می توان به چهار دسته نقوش هندسی، نقوش گیاهی، نقوش انسانی و نقوش جانوری تقسیم نمود. نقوش هندسی موجود بر این آجرها معمولا شامل مثلث و مربع می شود. نقوش مثلثی بر اکثر سفالینه های رایج در عصر آهن وجود دارد. نقوش مربعی نیز از جمله موتیف های بسیار رایج در عصر آهن می باشد. این دو شکل هندسی در برخی از موارد در کنار هم قرار می گیرند و فرمی نمادین از کوه و زمین را ایجاد می نمایند که انتخاب چنین ترکیبی ناشی از اعتقادات مردمانی است که ساکنان متمدن اولیه در فلات ایران بوده اند.

در خصوص نقوش گیاهی آجرهای تپه های سیلک کاشان باید گفت که نقش گل لوتوس بیشتر از سایر نقوش به چشم می آید. در خصوص نقوش جانوری تپه های سیلک کاشان، این نکته شایان ذکر است که بیشتر جانوران سم دار نقش شده اند. یکی از حیوانات دیده شده بر روی این آجرها به شکل آهو و یکی دیگر شبیه بز می باشد اما با توجه به اینکه این آجرها به شدت مخدوش هستند، با قطعیت در مورد آن ها نمی توان نظر داد. البته نقوشی مشابه اسب شاخدار و بالدار و نیز بزهای کوهی دیده می شوند. برای حصول اطمینان از ماهیت این نقوش، به کاوش ها وتحقیقات باستان شناسانه بیشتری نیاز است. اما نقش انسان بر روی آجرهای تپه های سیلک کاشان بیشتر از سایر نقوش مورد بحث قرار گرفته است. در کاوش هایی که توسط رومان گیرشمان انجام پذیرفته بود آجری با نقش انسانی دیده نشده بود.

در میان آجرهای یافته شده از تپه های سیلک سه آجر منقوش به شمایل انسانی تا کنون مورد بررسی قرار گرفته اند. در یکی از آن ها یک فرد در یک کنار سه جانور ایستاده است. بالا تنه این مرد، ذوزنقه ای شکل می باشد. بدن وی از زاویه رو به رو ترسیم شده ولی چهره اش به صورت نیم رخ است. شانه های این فرد به شدت کشیده ولی کمر وی به طور اغراق آمیزی باریک می باشد. روی صورت این فرد، ریش، بینی خمیده و چانه پهن دارد. در فرهنگ تصویرگری سیلک، موها معمولا دارای طره برگشته و پاها و کمرگاه نرم  به تصویر درمی آیند و این تصویر نیز از این قواعد مستثنی نیست.

دومین آجر به دست آمده از تپه های سیلک کاشان، به شدت دچار سائیدگی شده و نقش آن به طور واضح دیده نمی شود. اما آنچه که باقی مانده، نشان دهنده مردی است که ماننده آجر قبلی بدنش از تمام رخ و صورتش از نیم رخ ترسیم شده و بالاتنه اش ذوزنقه ای شکل می باشد. آرایش سر و صورتش نیز به طور کامل تداعی کننده مرد تصویر شده بر روی آجر اول است ولی یک کلاه بر سر دارد. در آجر سوم ساییدگی بسیار زیادتری را شاهدیم به نحوی که قسمت عمده نقش زدوده شده است. از همان مقدار اندکی که باقی مانده می توان حدس زد که مردی بر روی آن تصویر گردیده که بر روی اریکه ای نشسته و به صورت دو آجر قبلی، تصویر شده است.

روی چند مهر استوانه ای به دست آمده تپه های سیلک کاشان، چند مهر به دست آمده که بر روی آن ها نیز تصویر انسان، نقش بسته است. بر روی یکی از آن ها سوارکاری نقش شده که او هم بالاتنه ای ذوزنقه ای شکل با شانه های ستبر و کشیده دارد، بدنش از تمام رخ و صورتش از نیم رخ به تصویر درآمده  و هاشورکاری شده است. همسان بودن ویژگی های ظاهری سفالینه های به دست آمده از گورستان  B تپه های سیلک و نیز آجرهای منقوش زیگورات سیلک نشان دهنده آن است که هر دو از یک مکتب تصویرسازی استخراج گردیده اند. به این معنی که هنرمندان یکسانی که از روش های همسانی پیروی می کردند این آجرها و مهرها را به وجود آورده اند. تمامی آن ها را می توان در دسته آثار به جای مانده از اواخر عصر آهن گذارد که هنر ماد بر آن تاثیر گذاشته بود. از سوی دیگر فرهنگ مادر سالاری تبدیل به فرهنگ مردسالاری گشته و طبیعتا مفاهیم نقوش نیز دستخوش دگرگونی شده بودند.

جالب ترین نکته در خصوص سیر تحول نقوش در شش هزار سال تمدن سیلک آن است که تغییراتی که در آن پدید آمد همگام با تغییراتی بوده که در سایر نقاط ایران اتفاق افتاده است. به این صورت که زمان شکل گیری تمدن های عیلام و ماد، تغییرات در سنت تصویرگری و نقش پردازی به وجود آمد که تاثیرات آن را به وضوح در هنر ساکنان تپه های سیلک می توان دید. حتی چند کتیبه به خط و زبان عیلامی در میان آثار باقی مانده از تپه های سیلک نیز دیده می شود. از سوی دیگر احترام مشترک به آتش و زمین نیز در میان نقوش قوم ماد و ساکنان این محوطه باستانی خودش را نشان می دهد.

مفهوم کلی نقوش و نشانه های تپه های سیلک کاشان

در کل با بررسی تمامی نقوش و نشانه های به دست آمده از تپه های سیلک کاشان می توان چنین نتیجه گیری کرد که مردمان آن ناحیه به شدت در آرزوی رسیدن به جاودانگی و زندگی دائمی بوده اند. آن ها به حیات پس از مرگ اعتقاد داشتن و هنگام دفن مردگان شان ابزار و لوازم مورد نیاز برای زندگی پس از مرگ را همراه با آنان به خاک می سپردند. هنرمندان این محوطه باستانی راز جاودانگی را در زندگی اجتماعی و پیوستن به سایر افراد می دانستند و با تنهایی بیگانه بودند. ابزاری که انسان های اولیه این منطقه اختراع می کردند فقط به منظور رفع نیازهای زندگی روزمره نبوده بلکه تصویری از نیازهای برآورده نشده و ترس هایی بوده که با آن ها دست و پنجه نرم می کرده است.

هنرمندان آن دوره خلق می کردند تا تا آن ها نیز سهم خود را در مقابل هدیه آفرینش، پرداخت نموده و دین خود را ادا کرده باشند و به این وسیله بقایشان را تضمین نمایند. این انسان راز جاودانگی که مهم ترین آرزویش بود را در گرو در ارتباط بودن با دیگران و گریز از تنهایی می دانسته و اعتقاداتش به این موضوع را به تصویر می کشیده است. این انسان ها که به تازگی متمدن و یکجا نشین شده بودند، آرزوهایشان برای چیرگی بر طبیعت و مرگ، دستیابی به زیبایی و عشق، ترس ها و غم هایشان را در قالب اثر هنری و ابزارهای کاربردی در می آوردند. هیچکدام از هنرمندان ساکن تپه های سیلک به دنبال شهرت و آوازه نبودند و همه آن ها در بی نامی می مردند. اساسا روایتگر بودن هدف مهمتری از شهرت برای آن ها به حساب می آمد و به همین خاطر از فردیت دوری می کردند.

این مردمان عاشق زندگی بودند و تمام سختی های زندگی در نخستین دوران تمدن را تحمل می کردند و به دنبال زندگی طولانی تر و حفظ حیات شان بودند. جلوه تمامی تلاش های آن ها را می توان در نقوش باقیمانده از آن دوران به خوبی دید. از طرفی دیگر ترس های آن ها و عقایدی که برای غلبه بر ترس هایشان داشتند جلوه مهم و پررنگی در میان نقوش و ظروف برجای مانده از ساکنین تپه های سیلک کاشان یافته است. این مردمان که حدود شش هزار سال تمام در این دو تپه به زندگی پرداختند هیچ گاه از پذیرش تمدن، سرباز نزدند و سابقه جنگ در میان آن ها بسیار کم بوده و به نوعی می توان آن ها را اقوام صلح طلبی دانست که تمدن را نشانه قدرت می دانستند و به دنبال جنگجویی و گسترش مرزهای شان از طریق کشتن و تصرف مرزهای اقوام دیگر نبوده اند.

کاشف تپه سیلک

تپه های سیلک، حدود هشتاد سال پیش، هنگام جاری شدن سیل در زمین های کشاورزی کاشان، نمایان شدند. از این تمدن چند هزار ساله سفالینه ها و ابزارآلاتی به دست آمد که حیرت و کنجکاوی افراد بسیار زیاد را برانگیخت. برخی از مردمان سودجو و بی فکر که می خواستند یک شبه ره صدساله را بروند با خبر شدند که موزه های غربی پول خوبی برای سفال پاره های به دست آمده از این منطقه می پردازند و به همین خاطر با قاچاقچیان و دلالان عتیقه، تبانی کردند و به غارت و تاراج آثار تاریخی مکشوف در این محوطه باستانی پرداختند. به قول یکی از مرمت گران بناهای تاریخی، زمانی دزد به خانه می زند که صاحب خانه خواب باشد. این مردم از ارزش و اهمیت حفظ هویت تاریخی خود و تعلق داشتن آن به همه مردم، بی خبر بودند و به همین خاطر فقط به سود شخصی خود می اندیشیدند.

تمدن موجود در تپه های سیلک، حدود هزاران سال، از تمامی عوامل تخریب چه انسانی و چه طبیعی، جان سالم به در برده بود، اما در مدت زمان بسیار کوتاهی تبدیل به مزرعه ای برای شخم زدن قاچاقچیان شد. سرانجام یک سفالینه از این منطقه به موزه لوور و به دست آندره گدار فرانسوی رسید. این باستان شناس که مدت ها در ایران مشغول به کار بود با دیدن آن سفالینه، پی به قدمت تاریخی و جایگاه آن برد و به همین خاطر یک تیم باستان شناسی را با مدیریت رومان گیرشمان به کاشان فرستاد تا تحقیقات لازم را بر روی تپه های سیلک به انجام برسانند. شاید آندره گدار فرانسوی را بتوان به نوعی کاشف تپه سیلک دانست.

تیم رومن گیرشمن تپه سیلک

زیگورات سیلک

در نخستین کاوش های انجام گرفته بر محوطه باستانی سیلک، سازه ای کشف شد که از سوی رومان گیرشمان به عنوان سازه خشتی و آجری نامگذاری گردید. اما در کاوش های بازنگری انجام پذیرفته در سال 1381، برخی از باستان شناسان نام این سازه را زیگورات نهادند. البته زیگورات بودن بنای سیلک نیز موضوعی به شدت بحث برانگیز می باشد. یکی از نکات درخور توجه در خصوص این بنا، آن است که شناسایی این سازه به صورت پله به پله انجام پذیرفته و تفسیر نتایج کاوش ها امری به شدت زمان بر خواهد بود.

زیگورات، عنوانی است که تنها به یک سازه یا بنا اشاره نمی کند بلکه یک مجموعه معماری آئینی را در برمی گیرد. زیگورات در حقیقت نشانه ای از وجود یک شهر که دارای حکومتی سازمان یافته و ساختار اجتماعی و آئین به خصوص باشد، است. در خصوص آن چه که اکنون برخی از باستان شناسان و مردم آن را با نام زیگورات سیلک می شناسند باید گفت سازنده آن هنوز مشخص نیست و سند قاطعی که نشان دهد این بنا آیا یک مقر حکومتی و نیز محلی برای پرستی خدایانی خاص باشد هنوز به دست نیامده ولی  ویژگی های معماری آن شباهت های فراوانی با معماری آن چه که در سایر تمدن ها با نام زیگورات می شناسیم دارد.

ساخت این بنا در حدود 6700 تا 6500 سال پیش انجام پذیرفته که اگر روزی زیگورات بودن آن به اثبات برسد، باید نام قدیمی ترین زیگورات جهان را بر آن نهاد. زیگورات سیلک، شامل سه سکو است که به صورت پلکانی بر روی هم قرار گرفته اند. برای ساخت آن بیش از 1250000 خشت مورد استفاده قرار گرفته است. ارتفاع اصلی این سازه در زمان ساخت هنوز مشخص نیست ولی آن چه که باقی مانده در حدود 14 متر از سطح زمین های اطراف آن منطقه ارتفاع دارد. این بنا پلکان ریز ندارد و برای بالا رفتن از هر سکو باید از سطوحی استفاده می کرد که دارای شیبی ملایم بوده اند. در چهار طرف سکوی کوتاه تر چهار برجک ساخته شده که در مورد کاربرد این برجک ها هنوز اتفاق نظر کامل بین مورخان و باستان شناسان، صورت نگرفته است.

امروزه در نزد باستان شناسان سایر نقاط جهان، زیگورات عبارت است از بنایی که ویژه شهرهای بین النهرین بوده و به صورت برجی طبقه طبقه ساخته می شده است. اما با توجه به این تمدن های سیلک و عیلام دارای قدمتی بیشتر از بین النهرین هستند، به همین خاطر بهتر است باستان شناسان در خصوص این دیدگاه خود تجدید نظر نمایند. اساسا کشفیات جدید در عرصه باستان شناسی این فرضیه را که بین النهرین نخستین اقامتگاه سکونتی بشر بوده است را رد می کند. شاید در این زمینه توقع بیشتری از همت مسئولان برای ثبت جهانی آثار باستانی ایران برود که متاسفانه در این زمینه شامل اهمال کاری و کم توجهی های آنان می باشیم.

زیگورات سیلک

دین و خدای مردمان سیلک کاشان

با توجه به ریشه شناسی هایی که در مورد معنای واژه کاشان صورت گرفته است می توان در مورد خدا و آئین مردمان تپه های سیلک کاشان حدس هایی زد. البته در مورد هیچکدام از این حدس ها قطعیتی وجود ندارد و باید امیدوار ماند تا تحقیقات و کاوش های بیشتری صورت بگیرد و اطلاعات بیشتر و مستندتری در خصوص آئین و خدایی که مردمان این محوطه باستانی مورد پرستش قرار می دادند به دست بیاید. اما با این همه در این یادداشت اشاره مختصر و کوتاهی به یکی از احتمالات موجود در این زمینه که تا کنون محتمل ترین گزینه است، خواهیم داشت.

با توجه به حفاری هایی که در منطقه سیلک انجام پذیرفته است نام کاشان باید برگرفته از واژگان کاشی و یا کاسی باشد که این نام ها، در واقع اسامی دو قبیله با نام های کاسو و کاشو می باشد. این قبایل همزمان با سلطنت حمورابی در بین النهرین در تپه های سیلک کاشان مشغول زندگی بوده اند و نام خدای بزرگ و اصلی آن ها کاشو بوده که بعدها به آن کلمه حروف “ان” اضافه شده و کلمه کاشیان و یا کاشان به وجود آمده است. البته برای مطرح کردن نظریه های دقیق تر در خصوص عقاید آئینی ساکنان اولیه فلات ایران در این محوطه باستانی، با احتمالات و تفاسیر مختلف را با نقوش به دست آمده از آن منطقه، تطابق داد.

به عنوان مثال در تمامی نقوش ظروف سفالینه بر جای مانده از تپه های سیلک، نقش ماه به عنوان نماد زندگی و حیات به کار رفته است. علاوه بر ماه، آتش، خورشید، رود، دریا و کوه ها نیز به عنوان عناصری مقدس و قابل پرستش و نگهبانی در میان سایر نقوش آثار برجای مانده از این دو تپه دیده می شوند. البته با توجه به این که همراه با مردگانشان ابزار و اشیای لازم و برای زندگی پس از مرگ را نیز دفن می کردند، مشخص می گردد که آن ها به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشته و به دنبال دستیابی به جاودانگی بوده اند. دریا و رودخانه به نحوی روی ظروف این مردمان ترسیم می شده که حالتی به آغاز و پایان داشته باشد و از این طریق، ارادت و علاقه خود را نسبت به زندگی جاودانه ابراز می کردند.

با توجه به آثار بر جای مانده از تپه های سیلک می توان نتیجه گیری کرد که با مرور زمان تغییرات جالبی در عقاید و آئین های آن ها به وجود آمده است. به عنوان مثال در هزاره های اولیه سکونت مردمان در این دو تپه، تمامی نشانه بر مادرسالاری دلالت می کند و تندیس های ایزدبانوان باروری را مورد پرسش قرار می داده اند. از سوی دیگر، این ساکنان تا اواخر سکونت شان در آن جا مردگان شان را در کف منازل شان و یا به ندرت در خمره دفن می کردند، اما پس از گذشت مدت زمانی بسیار طولانی تصمیم گرفتند تا برای مردگان شان گورستان بسازند.

آثار کشف شده در تپه های سیلک

حدود 800 شیء به دست آمده از تپه های سیلک در موزه لوور فرانسه نگهداری می شوند که مشابه برخی از آنان نیز در ایران وجود دارد که در موزه ایران باستان و موزه باغ فین نگهداری می شوند. این اشیای به دست آمده، از تنوع بسیار بالایی برخوردارند و تمام ابزار مورد نیاز برای زندگی را در خود جای داده اند. با نگاهی دقیق به آثار کشف شده در تپه های سیلک می توان، پی به تمام ابعاد زندگی مردمان این ناحیه برد. از این محوطه باستانی اشیایی مختلفی از جمله دوک نخ ریسی، کوره های پخت سفال و ذوب فلزات، اسکلت انسان، سفالینه های گوناگون، تنورهای مرکب آشپزی و پخت نان، بقایای متعلق به چهارپایانی مانند گاو و گوسفند، ابزار کار با مس، زیورآلات جالب و زیبا، مجسمه هایی از جنس سنگ، اسناد تجارت و داد و ستد، لباس های زنانه و مردانه، ابزار و ادوات شکار و جنگ و … بر جای مانده است.

در حریم محوطه تپه های سیلک کاشان، دو گور خمره ای یافت شده که اجساد درون آن ها به حالت جنینی قرار گرفته اند. پس از انجام تحقیقات مختلف بر روی این اجساد، باستان شناسان به این نتیجه رسیدند که این گورهای خمره ای متعلق به دوره اشکانیان باشند. علت گذاردن اجساد در خمره، باورهای زرتشتیان در خصوص پاک بودن زمین و آلودگی جسد بوده است. آن ها بر این باور بوده اند که نباید با دفن اجساد، باعث آلودگی زمین گردید. به همین خاطر، پیکر مردگانشان را با گل، اندوده می نمودند و در خمره جای می دادند. هر کدام از این خمره های سفالی، قطر بدنه شان 148 سانتی متر بوده و ارتفاع بدنه آن ها 75 سانتیمتر است. در ادامه یادداشت به معرفی برخی از مشهورترین آثار به دست آمده از این محوطه باستانی می پردازیم.

آثار کشف شده از تپه های سیلک

دسته چاقوی استخوانی تپه های سیلک

یک دسته چاقوی استخوانی که در تراشیدن آن مهارت بسیار بالایی به کار گرفته شده از پایین ترین طبقات تپه های سیلک کاشان به دست آمده که قدمت آن به 6200 سال پیش (4200 قبل از میلاد) می رسد. این دسته چاقو، در واقع یک تندیس از انسانی است که متواضعانه در مقابل خدایان ایستاده است. این مجسمه دست هایش در مقابل شکمش جمع کرده، کمربندی به کمرش بسته و کلاهی بر سر دارد. این مجسمه به یک چاقوی مخصوص شکار وصل بوده است. احتمال آن می رود که هدف از ساخت چنین مجسمه ای که در حال عبادت به یک چاقوی شکاری متصل شده، کمک گرفتن از نیروهای خدایان برای انجام شکار باشد. ظرافت و دقت بسیار زیادی که در ساخت این مجسمه استخوانی به کار گرفته شده نشان گر آن است که مردمان تپه های سیلک، از تکنیک های خوبی برای تراشیدن بهره مند بوده اند.

ظروف آب به دست آمده از تپه های سیلک کاشان

از عصر کشاورزی در تپه های سیلک، ظروف آب گلی و سفالینی به دست آمده که ساختار و شکل بیرونی آن ها اکثرا به شکل زن می باشد. این ظروف، بر نقش محوری زن در زندگی ساکنان اولیه فلات ایران تاکید دارد. این سفالینه های سیلک،نماد طبیعت زنانه و اهمیت موقعیت اجتماعی آنان است. قرار گرفتن تصویر زن در به عنوان مرکز زندگی، حتی در نقوش دوران مردسالاری نیز ادامه یافت. به عنوان مثال می توان به نقش زنان که در محور چرخ زندگی در تخت جمشید، منقوش شده اند اشاره کرد. این ظروف تنها برای مصرف و نگهداری آب مورد استفاده قرار نمی گرفته اند و دارای جنبه های نمادین و تمثیلی نیز بوده و در مراسم آئینی و جشن های خاص مورد استفاده قرار می گرفته اند.

تپه های سیلک کاشان

سفالینه های سیلک کاشان

در اصلاح باستان شناسی به سفالینه های به دست آمده از گورستان های سیلک و نیز سگزآباد قزوین، سفال سیلک می گویند. این سفالینه ها قدمتی از شش هزار سال پیش تا زمان اختراع خط نوشتاری در عیلام باستان را دارا هستند. سفالینه های به دست آمده از تپه های سیلک به چهار دسته تقسیم می شوند. دسته اول شامل سفال های زرد و یا کرم می باشد که این سفالینه ها عمدتا از لایه اول به دست آمده اند و گل آن ها با کاه و علف مخلوط می شد. دسته دوم سفالینه هایی را در بر می گیرد که طیف رنگی آن ها از قرمز تا آجری می باشد و بر روی آن ها با اکسید آهن سیاه، نقوشی خلق شده و اکثر آن ها از لایه دوم برجای مانده اند. سفال های سیاه و خاکستری در دسته سوم قرار می گیرند که اکثرا ساده و بدون نقش بودند و در لایه سوم یافت شده اند. سفال هایی که دارای بدنه های به رنگ قرمز روشن بودند، وبه صورت ضخیم و بدپخت و سست، تولید شده اند از لایه چهارم به دست آمده اند.

برخورد بومیان تپه های سیلک با اقوام ماد و عیلامیان

آثار برخورد و مواجه شدن دو قوم باستانی ایرانی را در تپه های سیلک کاشان به خوبی می توان مشاهده نمود. آن ها دو قوم با دو فرهنگ و آداب و رسوم متفاوت بودند، سبک زندگی هایشان به واسطه همین تفاوت ها حالت یکسانی نداشت. قوم تازه وارد، مردگانشان را مانند قبایل بومی تپه های سیلک کاشان در زیر اتاق های مسکونی به خاک نمی سپردند و در روستایی نزدیک به سیلک، شهری جداگانه به همراه یک دژ مستحکم برای اموات خود ساخته بودند. اما این قوم جدید مانند اقوام بومی دارای فلسفه خاصی در خصوص زایش و مرگ بودند. هر دو قوم به زندگی پس از مرگ، اعتقاد داشته اند ولی بروز این اعتقاد به شکلی متفاوت از یکدیگر اتفاق می افتاده است. اقوام بومی سیلک، زندگی جدید پس از مرگ را تاحدود زیادی مشابه زندگی کنونی شان می دانستند اما، این قوم تازه، تصوری کاملا متفاوت از زندگی این دنیا برای دنیای پس از مرگ، قائل بودند.

به نوعی می توان گفت تمام اقوام ایرانی از چند هزار سال پیش تا به اکنون مرگ را نوعی تولد می دانسته اند و به زندگی پس از مرگ معتقد بوده اند. این اقوام جدید تازه وارد به تپه های سیلک مرده را به حالت جنینی با دست و پای جمع شده و سر خمیده به خاک می سپردند و یا درون خمره می نهادند. معنی این حرکت آن ها این بود که انسان همان گونه که به این دنیا می آید باید به همان شکل نیز از دنیا برود و به دنیای پس از مرگ وارد شود. اینکه اقوامی بسیار قدیمی، مرگ را دریچه ای برای یک زندگی جدید بدانند با توجه به عقاید و افکاری که در نقاط دیگر جهان در خصوص این مسائل وجود داشت، بسیار خاص و نشانه هوشمندی آنان می باشد.

شیوه ساخت قبرهای آن ها نیز حکایت جالبی برای خود دارد. آن ها بر روی قبرهای شان نشانه هایی قرار می دادند که آن ها را مانند خانه ای با خرپشته و شیروانی می نمود. احتمالا هدف از ساخت قبرهایی با چنین سقف هایی آن بوده از اجساد در مقابل باران های شدید موسمی محافظت نمایند. این شیوه ساختن قبر تا زمان کورش هخامنشی ادامه یافت، اما پس از آن مردم به شیوه دین زرتشی در ابتدا مردگان شان در گوردخمه می گذاشتند و پس از خورده شدن گوشت و پوست آن ها توسط کرکس ها، استخوان های آن ها را  درون استودان و داخل کوه ها قرار می دادند. به هر حال این روش به سبک زندگی ساکنان تپه های سیلک کاشان، راه نیافت.

گور خمره ای سیلک

وضعیت فعلی تپه های سیلک کاشان

مدیر پایگاه میراث فرهنگی محوطه سیلک کاشان، در آذر ماه سال 1400 خبر از عدم اختصاص اعتبار برای مرمت این محوطه باستانی داد و اظهار کرد که اگر هر زمانی اعتباری برای این امر مهم در اختیار ما قرار بگیرد با سرعت مرمت این محوطه را تکمیل خواهیم کرد. مدتی بود که تصمیمی مبنی بر انجام کاوش هایی جدید در این منطقه گرفته شده بود که ابعاد دیگری علاوه بر ابعاد پژوهشی کاوش های پیشین به آن اضافه شود. از جمله این موارد انجام آزمایش های ایزوتوپ برای تاریخ گذاری آثار به دست آمده و نیز انجام آزمایش های دی ان ای بر روی استخوان اجساد بر جای مانده در تپه های سیلک کاشان اشاره کرد.

متاسفانه هشتاد درصد از زمین های حریم تپه های سیلک کاشان، اراضی کشاورزی هستند و بخشی دیگر از این زمین ها داری کاربری مسکونی می باشند. به خاطر همین شرایط، تمدن هشت هزار ساله سیلک به شدت تحت خطر است ولی متاسفانه هیچ کاری مفید و موثری برای حفظ آن صورت نمی پذیرد. اگر هر کدام از کشورهای پیشرفته جهان، محوطه باستانی و تمدنی مانند تپه های سیلک را دارا بودند اکنون آن را تبدیل به یک پایگاه بزرگ گردشگری می ساختند که از آن طریق هر ساله میلیون ها گردشگر را وارد خاکشان کنند و به سود اقتصادی فراوان می رسیدند. از سوی دیگر با داشتن چنین سابقه تمدنی به شدت به هویت فرهنگی و تاریخی شان افتخار می کردند و آن را نشانه برتری خود بر ملل دیگر می دانستند.

اما در شرایط فعلی که بخش زیادی از آثار به دست آمده از تپه های سیلک در موزه های خارج از کشور نگه داری می شود و نسبت به بازپس گیری آن ها اقدام خاص و موثری هنوز به عمل آمده ایران نمی تواند به این گذشته پر شکوه و پر افتخار خود ببالد. حدود 10 تا 15 دلال، حریم تاریخی این محوطه باستانی را دچار مشکلات فراوانی کرده اند. از طرف دیگر به خاطر باران های موسمی و اثر تخریبی شان بر محیط این محوطه باستانی باید به طور مرتب اقدامات مرمتی صورت بگیرد و یا اصلا محوطه ای بزرگ و سرپوشیده در اطراف آن ساخته شود، ولی متاسفانه تاکنون نه تنها مرمت ها، آنطور که بایسته و شایسته باشد صورت نپذیرفته بلکه هیچ اقدامی هم برای ساخت محوطه محافظت شده در اطراف آن انجام نگردیده است.

چرا تپه های سیلک به عنوان میراث جهانی به ثبت نرسیده اند؟

با وجود آن که بر طبق قانون مصوب، ساخت و ساز در حریم این محوطه باستانی ممنوع می باشد، اما متاسفانه از سال 1380، ساخت و ساز در حریم تپه های سیلک کاشان به شدت رواج و گسترش یافت. تا زمانی که این ساخت و سازهای بی رویه متوقف نشود، امکان آن که این حریم باستانی باشکوه که شش هزار سال تمدن را در دل خود جای داده به ثبت جهانی برسد وجود ندارد. این مساله برای جایی که شناسنامه تمدنی فلات مرکزی ایران به حساب می آید، بسیار غم انگیز و تاسف آور است. با دقت در این شناسنامه می توان مسیر تحولات تمدنی در حوزه های اقتصادی، آئینی اجتماعی، فن آوری و حتی اقلیمی و آب و هوایی را دریافت. این ساخت و سازهای بی رویه، علاوه بر آن که مانع ثبت جهانی این محوطه شده اند، آلودگی های بصری فراوانی را نیز ایجاد کرده اند که مانع از به چشم آمدن زیبایی، عظمت و شکوه تپه های سیلک کاشان شده است.

با وجود آنکه محوطه باستانی تپه های سیلک در سال 1997 در فهرست میراث جهانی موقت قرار گرفت، اما از آن جایی که محوطه اطراف آن، آزاد نشد، به ثبت جهانی نرسید. از سال 1388 آزادسازی محوطه آن،آغاز شد ولی از آن جایی که این پروژه بسیار زمان بر و دشوار است و روند آن به کندی انجام می پذیرد احتمالا به تا سال 1408 به طور کامل، محقق نشود. البته از سال 1398، روند آزادسازی سرعت بیشتری پذیرفت ولی به خاطر شیوع کرونا در اواخر این سال، مشکلات جدید ایجاد شد که از جمله آن ها می توان به متوقف شدن برخی از پروژه های مرمتی اشاره کرد. امیدواریم این اتفاق هر چه سریعتر رخ بدهد و آرزوی ثبت آن در فهرست میراث جهانی محقق شود تا همه جهانیان، بیشتر با چهره فرهنگی و تمدنی ایران، آشنا بشوند.

جاهای دیدنی اطراف تپه های سیلک کاشان

شهر کاشان، یکی از زیباترین شهرهای ایران به لحاظ دارا بودن قدمت تاریخی و باستانی می باشد. حدود 1700 بنای تاریخی در این شهر وجود دارد. در حقیقت زمانی که شما به شهر کاشان سفر کنید، تنها یک مقصد برای گردشگری نخواهید داشت زیرا جاهای تاریخی کاشان اینقدر متنوع و جذاب هستند که حداقل چند مورد از آن ها را برای بازدید و گردش انتخاب خواهید کرد. بسیاری از باستان شناسان و مورخان، معماران کاشان را بزرگترین کیمیاگران تاریخ می دانند زیرا توانسته اند خاک کاشان را با هنرشان تبدیل به زر نمایند. در ادامه این یادداشت به معرفی تعدادی از بناهای تاریخی که در فاصله کمی از تپه های سیلک کاشان قرار دارند می پردازیم تا پس از گردش در این محوطه باستانی، به بازدید از آن ها هم بروید.

حمام فین کاشان: اکثر مردم این حمام را به خاطر آن که محل به قتل رسیدن میرزا تقی خان امیرکبیر بوده است می شناسند و به همین خاطر به بازدید از این بنای تاریخی زیبا می روند، البته در مجاورت و بدون هیچ فاصله ای از حمام فین کاشان، ارگی وجود دارد که بسیار جالب و دیدنی است. این حمام تاریخی حدود حدود 2/3 کیلومتر با تپه های سیلک فاصله دارد و با 9 دقیقه رانندگی در مسیری بدون ترافیک از خیابان امیرکبیر می توانید به آنجا برسید. برای رسیدن باید در مسیر فین علیا برانید.

مسجد جامع کاشان: این مسجد تاریخی، با وجود آن که از سوی سازمان میراث فرهنگی به شدت مورد بی مهری قرار گرفته اما همچنان مانند یک نگین درخشان بر معماری کاشان می درخشد. این مسجد قدمت بسیار زیادی دارد و تحولات چند دوره تاریخی را در خود جای داده است. برای آن که از تپه های سیلک به سوی می توانید یک مسیر پنج کیلومتری را در حدود 13 دقیقه با خودروی شخصی بپیمایید. در ابتدا باید وارد مسیر فین علیا شوید و سپس به داخل خیابان امیرکبیر بروید و به سوی خیابان شهید ابهری برانید تا به مسجد جامع کاشان برسید.

خانه طباطبایی ها: خانه طباطبایی ها را باید با نام عروس خانه های تاریخی کاشان شناخت. چرا که هنرمندان سازنده آن هم در معماری این بنا و هم در تزئینات آن، سنگ تمام گذاشته و غایت هنر ایرانی را به رخ کشیده اند. خانه طباطبایی ها حدود  3/8کیلومتر با تپه های سیلک فاصله دارد م 13 دقیقه رانندگی در مسیری بدون ترافیک می توانید به آنجا برسید. برای رفتن به خانه طباطبایی ها باید در ابتدا به سوی فین علیا حرکت کنید تا به خیابان امیرکبیر برسید و از آنجا وارد خیابان سلمان فارسی شوید و سپس به سوی پشت قلعه برانید تا مقصد خود را ببینید.

خانه بروجردی ها: خانه بروجردی ها در همسایگی خانه طباطبایی ها واقع شده و فاصله کمی با آنجا دارد. این خانه تاریخی نیز یکی از زیباترین منازل قدیمی ایران و است و چشم هر بیننده ای را به خود خیره می سازد. برای رفتن به خانه بروجردی ها کافی است حدود 4 کیلومتر را در مسیری بدون ترافیک رانندگی کنید تا در عرض یک ربع به آن جا برسید. مسیری که برای رفتن از تپه های سیلک به خانه بروجردی ها باید طی کنید مشابه همان مسیر خانه طباطبایی ها می باشد.

ساعت بازدید و قیمت بلیت ورودی تپه های سیلک کاشان

هر کدام از چهار فصل سال را که برای بازدید از تپه های سیلک کاشان انتخاب نمایید، فصل مناسبی خواهد بود و زیبایی های این محوطه باستانی، چشمان شما را خیره خواهند کرد و خاطره ای به یادماندنی را در ذهن شما به ثبت خواهند رساند. تنها زمانی که بازدید از این مکان، اندکی دشوار می شود، در هنگام بارش باران است زیرا محوطه اطراف آن خاکی می باشد و به همین خاطر، هنگام بارش باران، محیط آن گل آلوده و رفت و آمد، دشوار خواهد شد. البته در زمانی که بادهای شدید می وزد و گرد و خاک موجود در آن محیط در هوا به گردش در می آید، نیز بازدید از این بنای تاریخی اندکی دشوار می شود. البته این موارد برای گردشگران حرفه ای به عنوان مشکل، جلوه گر نمی شود.

ساعت بازدید از تپه های سیلک: شما می توانید همه روزه از ساعت 9 صبح تا 18 عصر به بازدید از این محوطه باستانی بروید.

قیمت بلیت ورودی به تپه سیلک کاشان: قیمت بلیت ورودی به این محیط تاریخی برای اتباع ایرانی حدود 4000 تومان می باشد.

آدرس تپه های سیلک کاشان کجاست و مسیر دسترسی به آن

تپه هایی سیلک و هر دو گورستان متعلق به آن در استان اصفهان و در جاده فین به کاشان واقع شده اند. خوشبختانه رسیدن به این جاذبه گردشگری ایرانی، نیاز به طی کردن مسیر دشوار و پیچیده ای نیست و به راحتی از شهر زیبا و پرآوازه کاشان می توان به آنجا رسید. برای رسیدن به محوطه باستانی تپه های سیلک کاشان و گورستان های آن، ابتدا باید از بلوار امام رضا در کاشان و یا از مسیر خیابان امیرکبیر راسته خیابان امیرالمومنین به سوی جاده فین و محدوده ای برویم که با تابلوهای قهوه ای رنگ کوچک، مسیر رسیدن به این محوطه باستانی را نشانه گذاری کرده اند.

آدرس تپه های سیلک کاشان: ایران، استان اصفهان، ضلع جنوبی غربی شهر کاشان، سمت راست جاده کاشان به فین، خیابان امیر کبیر، کوچه دهم ذوالفقار

شماره تلفن تپه های سیلک کاشان: 03155223777

رزرو اقامتگاه در کاشان

سراسر شهر زیبا و پر هنر کاشان، مملو از جاذبه های گردشگری و اماکن تاریخی است که دل هر مسافری را می برد. اکثر گردشگرانی که به این شهر سفر می کنند معمولا چندین نقطه از این شهر را به عنوان مقصد انتخاب می نمایند تا با دست پر از سفر به کاشان بازگردند. قطعا مسافرانی که علاقمند به بازدید از تپه های سیلک کاشان می باشند، مایل به بازدید از سایر آثار تاریخی این شهر نیز می باشند و به همین خاطر، به دنبال رزرو ویلا در کاشان هستند. به منظور رزرو ویلا و یا اجاره اقامتگاه در کاشان می توانید در سایت لوکس ویلا سرچی ساده را انجام دهید و ویلای مورد نظر خود را رزرو نمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.